به گزارش رویکرد کیش، اعتراضات مردمی نسبت به گرانی، افزایش نرخ ارز و فشار روزافزون بر معیشت خانوارها، واقعیتی انکارناپذیر در جامعه امروز است. این اعتراضات، برخاسته از زندگی روزمره مردمی است که دخل و خرجشان دیگر همخوانی ندارد و کاهش قدرت خرید، آنان را با دشواریهای جدی مواجه ساخته است. از این منظر، اعتراض به شرایط اقتصادی نهتنها امری طبیعی، بلکه یک مطالبه اجتماعی مشروع محسوب میشود؛ مطالبهای که بارها نیز از سوی حاکمیت، به رسمیت شناخته شده و بر شنیده شدن صدای مردم تاکید شده است.
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، صرفا اعتراض اقتصادی باقی نماند و با گذشت زمان اندک، بخشی از این اعتراضات از مسیر اصلی خود منحرف و به صحنهای برای سوء استفاده عناصر آشوبگر تبدیل شد. تخریب اموال عمومی، آتشزدن مراکز خدماتی، درگیریهای خیابانی، بستن معابر، ایجاد رعب و وحشت و حتی حمله به نیروهای حافظ امنیت، نهتنها کمکی به حل مشکلات اقتصادی نکرد، بلکه جامعه را با یک بحران امنیت مواجه ساخت.
در چنین شرایطی، افکار عمومی بهدرستی این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان اعتراض به گرانی را با رفتارهایی توجیه کرد که مستقیما زندگی مردم عادی را مختل میکند؟
نتیجه مستقیم این ناامنیها، آسیب دیدن همان مردمی بود که معترض شرایط اقتصادی بودند. قطع یا اختلال اینترنت، تعطیلی یا رکود کسب وکارها، آسیب به خدمات درمانی و آموزشی و نگرانی خانوادهها، تنها بخشی از هزینههایی است که جامعه متحمل شد.
کسب وکارهای اینترنت محور و صنوف خدماتی که حیات آنها به ثبات و ارتباطات وابسته است، بیشترین آسیب را دیدند؛ در حالی که این بخشها، خود از قربانیان اصلی گرانی و تورم به شمار میروند.
جزیره کیش بهعنوان یکی از نمادهای امنیت، آرامش و قطب گردشگری در سطح کشور، نمونه روشنی از تاثیرات مخرب اغتشاشات اخیر را شاهد بود. حضور آشوبگران در خیابان ها با لباس های مشکی و نقاب هایی بر چهره ها که با نخستین پرواز مسقط به کیش رقم خورد و در دیدگان عموم مردم و حتی گردشگران تصویر وقایع یک آشوبگری تمار عیار را به تصویر کشید.
جزیرهای که بهعنوان یکی از مناطق گردشگرپذیر که دارای سومین فرودگاه پر تردد کشور را به خود اختصاص داده بود درگیر نقش های شومی از سوی غربی ها شده بود. منطقهای که با تلاش سرمایهگذاران، فعالان اقتصادی و سیاستهای توسعه محور، با رویکرد ویژه مسوولان منطقه آزاد کیش به تدریج در مسیر رونق گردشگری قرار گرفته بود، ناگهان با صحنههای ناامنی، تخریب و فضای امنیتی مواجه شد و رونق بخشی سفرهای هوایی و دریایی را تحت تاثیر قرار داد به طوری که برنامه های تدوین شده ای که ماه ها برای تقویت صنعت گردشگری جزیره صرف شده بود یک شبه به متوقف شدن خیلی از برنامه های تفریحی و گردشگری منتج شد.
خاموشی خیابانها، آسیب به المانهای شهری، ایجاد رعب و وحشت در میان ساکنان و مشاهده این صحنهها توسط مسافران داخلی و خارجی، تصویری نگرانکننده از کیش به نمایش گذاشت؛ تصویری که در تضاد کامل با برند گردشگری این جزیره قرار دارد و آثار آن، در قالب رکود اقتصادی و کاهش اعتماد گردشگران، نمایان خواهد شد.
همزمان با تحولات میدانی، رسانههای معاند و برخی چهرههای ضدایرانی، با تمام ظرفیت وارد میدان شدند. این جریانها تلاش کردند اعتراضات معیشتی را بهعنوان یک پروژه تمام عیار ضد نظام روایت کرده و با پیامهای تحریک آمیز، به خشونت و تخریب دامن بزنند.
تناقض آشکار در این روایت سازی آنجاست که همان چهرهها و رسانههایی که در بزنگاههای تاریخی، از تحریم، فشار خارجی و حتی حمله نظامی علیه ایران حمایت کردند، امروز در نقش «حامی مردم» ظاهر شدهاند؛ حمایتی که خروجی آن، نا امنی، تخریب و آسیب به زندگی مردم است.
واقعیت آن است که مردم، نه اغتشاش میخواهند و نه نا امنی. مطالبه اصلی جامعه، زندگی عادی، معیشت قابل قبول و آیندهای امن است. اعتراض به گرانی، زمانی معنا دارد که به بهبود شرایط منجر شود، نه آنکه با تخریب اموال عمومی و نا امنسازی فضا، هزینههای جدیدی بر دوش مردم تحمیل کند.
اعتراضات معیشتی، صدای واقعی بخشی از جامعه است؛ اما اغتشاش، صدای مردم نیست.
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، نشان داد که جنگ رسانهای میتواند یک مطالبه اجتماعی را به بحرانی چندلایه تبدیل کند.
بازگشت آرامش، مستلزم دو اقدام همزمان پاسخ واقعی و مؤثر به مطالبات اقتصادی مردم و ایستادگی برابر پروژه ناامنسازی و تحریف مطالبات مردمی است.
مردم بیش از هر چیز، خواهان ثبات، امنیت و شنیده شدن صدایشان هستند؛ مسیری که تنها با اصلاحات ملموس، محقق خواهد شد و در راهپیمایی پرشکوه با حضور اقشار مختلف مردمی این مهم بهطور واقع قابل لمس بود.
