به گزارش رویکرد کیش، مهدیه حمزهء مهندس شهرسازی مقاله ای تحت عنوان ( گذار به سوی شهرنشینی هوشمند در هزاره سوم؛ بررسی تطبیقی نمونه های جهانی موفق و پیشنیازهای پیاده سازی در ایران) در سومین کنگره بین المللی علوم، مهندسی و فناوری های نو ارائه کرده که مورد پذیرش در این رویداد علمی قرار گرفته است.
چكيده
هزاره سوم میلادی را میتوان به عنوان سومین موج شهر نشینی دانست؛ چراکه رشد افسارگسیخته شهرها و تسریع روند شهرنشینی مسائل و مشکلات عدیدهای را به همراه داشته است که این مشکلات شهرها را به شکل فزایندهای در معرض بحرانهای ناگوار از جمله بحران مسکن و سرپناه، هدر رفت منابع با ارزش و محدود، کمبود خدمات شهری، افول مقیاس انسانی و در یک جمله اضمحلال سرمایههای طبیعی و انسانی قرار داده است که از منظر صاحب نظران برنامه ریزی شهری، تمامی این مشکلات تنها از طریق رویکرد سیستماتیک هوشمند سازی شهرها قابل حل است که نتیجتاً منجر به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و همچنین تغییرات و تحولات شگرفی در امر شهرنشینی خواهد شد. روش تحقیق پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت پژوهش از انواع تحقیقات توصیفی-تحلیلی بوده و از منظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. در راستای گردآوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانهای و جمع آوری اسناد مربوطه به منظور مرور تعاریف و مفاهیم و تجارب شهرهای پیشرو در زمینه هوشمند سازی شهری بهره گرفته شده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که به منظور نیل به اهداف شهر هوشمند تنها استقرار زیرساختهای فناوری اطلاعات در شهرها کافی نبوده و یکپارچگی در اجرای ابعاد و مؤلفههای ششگانه شهر هوشمند و بومی سازی الگوهای موفق جهانی شهرهای هوشمند و پرهیز از تقلید کورکورانه از این الگوها مدنظر است.
واژههاي كليدي: شهر هوشمند، تجارب جهانی، آمستردام، بارسلون، نیویورک، فناوری اطلاعات و ارتباطات
1- مقدمه
هزاره سوم میلادی را میتوان به عنوان هزاره شهرنشینی دانست؛ چراکه برای نخستین بار در تاریخ، جمعیت شهری جهان از آستانه 50 درصد فراتر رفته است. شتاب دیوانه وار پدیده شهرنشینی به گونهاست که به عنوان دومین موج شهرنشینی شناخته میشود؛ بعلاوه در دوران آغاز هزاره سوم که فصل حکمرانی فناوری اطلاعات در عرصههای گوناگون حیات شهری محسوب میشود، گسترش شهرنشینی نسبت به گذشته سرعت به مراتب بیشتری داشته که شاید بتوان آن را به عنوان موج سوم شهرنشینی در نظر گرفت؛ به گونهای که برآورد میشود بیش از 70 درصد از جمعیت جهان در سال 2050 به سکونت در شهرها هجوم خواهند آورد[1]. لذا آنچه که بارز است، جهان به سرعت در حال پیشرفت به سمت شهر نشینی است؛ گذاری که با خود گسترش کارخانهها و افزایش قابلیت های تولیدی را تقویت میکند. بر این اساس، انتظار می رود شهرنشینی و گسترش مراکز شهری پیشرفت های قابل توجهی داشته باشد، زیرا شهرها محور اصلی در تقویت رشد اقتصادی هستند و اساساً به عنوان قطب تمرکز سرمایه فیزیکی و انسانی عمل می کنند. اهمیت آنها با این واقعیت تأکید می شود که 80 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان به مناطق شهری نسبت داده می شود و پیش بینی ها حاکی از آن است که تا پایان سال 2050، تقریباً 600 شهر بزرگ جهان در مجموع 60 درصد تولید ناخالص داخلی جهان را تولید خواهند کرد[2].
با این حال، پیشرفت سریع شهرنشینی، علیرغم دستاوردهای قابل توجه برای بشریت، چالش های متعددی را به وجود می آورد که از آن جمله میتوان به تخصیص نادرست و استفاده ناکارآمد از منابع محدود، تشدید تخریب محیط زیست، کمبودهای خدمات شهری، بحران مسکن و مسائل مشابه در کشورهای در حال توسعه اشاره کرد. علاوه بر این، مواردی وجود دارد که در آن نرخ رشد جمعیت یک منطقه کلانشهری به طور قابل توجهی از پیش بینی های جمعیت شناختی صورت گرفته برای آن منطقه فراتر رفته است[3]. پدیده سریع شهرنشینی اثرات نامطلوب مختلفی از جمله توسعه غیررسمی و حاشیه نشینی، ازدحام، معضلات ترافیکی، ناکارآمدی در مدیریت پسماند، دسترسی محدود به منابع و تشدید فعالیت های مجرمانه ایجاد می کند. علاوه بر این، یک چالش حیاتی که شهرهای بزرگ با آن مواجه هستند، کفایت سیستم های حمل و نقل عمومی مقرون به صرفه است که باعث می شود ساکنین از استفاده از وسایل نقلیه شخصی خودداری کنند. افزایش سریع تراکم جمعیت و تجمع آنها در مراکز شهری در سطح جهانی به طور قابل توجهی بر چشم انداز اکثریت جوامع انسانی تأثیر می گذارد. مناطق شهری در حال گسترش هستند و همزمان در معرض رویدادهای فاجعه بار، به ویژه در کشورهای در حال توسعه هستند. از جمله مهمترین بحران های مرتبط با این پدیده، فقر، زوال زیرساخت های موجود، عدم دسترسی به زمین و مسکن کافی و در اصل هدر رفتن منابع طبیعی و انسانی است[4] و از این رو، مناطق شهری اساساً با چالش های پیچیده و گسترده به هم پیوسته مواجه هستند که صرفاً از طریق یک رویکرد روشمندانه قابل حل هستند.[1]؛ بنابراین، برنامه ریزان شهری و مقامات مرکزی و محلی در سراسر جهان، در پرداختن به مسائل مربوط به تغییرات آب و هوایی، حمل و نقل، ترافیک و توسعه پایدار زیست محیطی که هر یک از آنها در زمینه حیات شهری مسئله ای محوری هستند، ابتکارات استراتژیک خود را به سمت هوشمندتر ساختن و به اصطلاح سبزسازی مناطق شهری موجود و بعلاوه مراکز شهری مستقر و نوظهور هدایت کرده اند[5].
در این برهه، دستیابی به شهرها و دولت های هوشمند یکی از مهمترین موضوعات تحقیقات علمی است و برخی محققان بر این باورند که در آینده نزدیک، ثروتمندترین و تأثیرگذارترین کشورها کشورهایی خواهند بود که با موفقیت این سفر تحول آفرین را پیش از همتایان خود آغاز کرده اند [2]. در واقع، فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییرات و تحولاتی قابل توجهی را در حوزه های مختلف شهری ایجاد کرده است. پیامدهای پیشرفت تکنولوژیکی در مدیریت شهری شامل کاهش هزینه ها، شتاب فرآیندهای عملیاتی، افزایش سطوح دقت و بهبود مکانیسم های نظارت و کنترل است که تمامی این موارد تنها بخشهایی از تاثیر فناوری بر حوزههای مدیریت شهری است و نتایج آن در مسیر پایداری توسعه شهری مورد پیشبینی، آیندهنگری و سپس برنامهریزی قرار میگیرد[6].
2- مفهوم شهر هوشمند
یکی از پارادایم های جدید به منظور مقابله با چالش های معاصر در حوزه برنامه ریزی شهری، توسعه شهرهای هوشمند است که در سال های اخیر توجه فراوانی را به خود جلب کرده است. مفهوم شهر هوشمند به عنوان نقطه کانونی برای تحول و پیشرفت در هزاره کنونی ظهور کرده است و نشان دهنده ادغام مفاهیم نوآورانه در برنامه ریزی شهری است که قابلیت های قلمرو فیزیکی و دیجیتال را برای رفع موثر معضل های شهری ترکیب می کند. علیرغم مجموعه گسترده ای از ادبیات، پیرامون مفهوم شهر هوشمند، درک واضح و پذیرفته شده ای در این باب وجود ندارد، زیرا محققان مختلف تفسیرهای متعددی ارائه کرده اند. در حالی که برخی از طرفداران فناوری هوشمند را تنها یا حداقل عنصر غالب پارادایم شهر هوشمند می دانند، برخی دیگر طرفدار تعاریفی هستند که فراتر از ملاحظات تکنولوژیکی باشد و استدلال می کنند که گسترش فناوری پایان کار نیست. فناوری ها را می توان در محیط های شهری برای توانمندسازی شهروندان با تنظیم این پیشرفت ها برای پاسخگویی به نیازهای آنها به جای وادار کردن افراد به تطبیق زندگی خود با شرایط تکنولوژیکی، مورد استفاده قرار داد. علاوه بر این، مفهوم یک شهر هوشمند ذاتاً چند وجهی است. یک نکته مهم این است که مناطق شهری باید پاسخگویی به زمینه های تکاملی که در آن عمل می کنند نشان دهند و آنچه «هوشمند» محسوب می شود، وابسته به عوامل متعددی است (از جمله چارچوب های سیاسی، شرایط جغرافیایی و انتشار فناوری). در اصل، راه حل های هوشمند نمی توانند به طور جهانی تعمیم داده شوند و مستلزم این است تا ارزیابی مناسبی در زمینه های مختلف در این خصوص صورت گیرد]7].
3- مبانی نظری شهر هوشمند
در ساختار شهرهای هوشمند، فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری کلیدی جهت پایش و نظارت به کار گرفته میشود و در این میان، فرآیندهای یادگیری و آموزش رایانهای نقشی حیاتی ایفا میکنند. شبیهسازی و پیشبینی رویدادها در این بستر، مسیر توسعه آتی شهرها را هموار میسازد که این امر مستلزم بهرهگیری از برنامههای مبتنی بر تحلیل دادههای اطلاعاتی است. مایه (2017) ضمن تأیید این رویکرد، معتقد است که شهر هوشمند سبکها و تجربیات نوینی از زیست شهری را پدید آورده و زمینهساز ایجاد الگوهای جدید کارآفرینی میشود. طبق دیدگاه وی، در چنین شرایطی تکنولوژی به رکن اصلی جریانات شهری بدل گشته و به عنوان عامل محوری، توانمندی محیطهای شهری را ارتقا میدهد؛ به گونهای که مدیریت شهر کاملاً به زیرساختهای فناورانه وابسته خواهد بود. اگرچه استقرار فناوریهای هوشمند اغلب به عنوان راهکاری قطعی برای معضلاتی چون ترافیک، مدیریت پسماند و حفظ محیطزیست ستوده میشود، اما جنبههای امنیتی و راهکارهای پیشگیری از جرم معمولاً در حاشیه قرار میگیرند. علاوه بر این، پژوهشگران هنگام معرفی تکنولوژیهای نوین امنیت هوشمند، کمتر به چالشهای اجرایی یا تأثیر این ابزارها بر الگوهای سنتی پلیس و برنامهریزی شهری میپردازند. شهر هوشمند پدیدهای منحصربهفرد است که ماهیتی دوگانه (جهانی-محلی) دارد؛ از یک سو پدیدهای جهانی است، زیرا با ویژگیها و وابستگیهای مشابه در کل دنیا گسترش یافته و از سوی دیگر پدیدهای محلی محسوب میشود، چراکه هر شهر دارای ویژگیها و معضلات خاص خود بوده و نیازمند راهکارهای بومی است. از همین رو، از میانه دهه ۲۰۰۰ میلادی، رویکرد شهر هوشمند به عنوانی روشی نوین برای تعدیل و رفع چالشهای شهری در کانون توجه قرار گرفته است[8].
4- تاریخچه مناطق و شهرهای هوشمند
در بررسی پیشینه شکلگیری مناطق و سکونتگاههای هوشمند، باید به طرحهای توسعه فناوری اطلاعات اشاره کرد که ضرورت ایجاد «شهرهای اینترنتی» را به همراه داشتند. اگرچه تعیین زمان و مکان دقیق ابداع واژه «رشد هوشمند» دشوار است، اما ریشههای این نظریه را میتوان در واکنشهای صورتگرفته به تحولات شهری اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی در ایالات متحده و کانادا جستجو کرد. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، به منظور مقابله با پدیده پراکندگی افقی شهرها[1] این دو کشور، مفهوم رشد هوشمند مبتنی بر اصول توسعه پایدار به تدریج قوام یافت و در نهایت به صورت یک نظریه مدون ارائه شد. در همین راستا، هاپکینز، از اعضای انستیتو سلامت اکولوژی آمریکا، اهداف مشخصی را برای این رویکرد تبیین نموده است. بر این اساس، راهبرد رشد هوشمند را میتوان مدیریت پویا و منعطف توسعه شهری دانست که با بهرهگیری از ابزارهای گوناگون، دو هدف کلیدی «ارتقای کارایی» و «بهبود کیفیت محیطی فضاهای شهری» را به طور همزمان و هماهنگ دنبال میکند[9].
5- مؤلفهها و ویژگیهای شهر هوشمند
بر اساس پژوهشی که در سال ۱۳۹۶ توسط معاونت توسعه فناوری و ساخت در مدیریت تحقیق و توسعه شرکت سرمایهگذاری مسکن صورت گرفت، جهت پالایش مفاهیم مرتبط با شهر هوشمند و دستیابی به یک چارچوب استاندارد برای مطالعات تطبیقی، ابعاد این پدیده در شش حوزه کلیدی طبقهبندی شد. این مؤلفههای بنیادین عبارتاند از: ۱- اقتصاد هوشمند، ۲- مردم هوشمند، ۳- حکمرانی هوشمند، ۴- تحرک و جابهجایی هوشمند، ۵- محیطزیست هوشمند و ۶- زندگی هوشمند. یافتههای این مطالعه بر این نکته تأکید دارد که برای آغاز فرآیند گذار یک شهر به سوی هوشمندی، حضور حداقل یکی از شاخصهای فوق در پروژهها و برنامههای عملیاتی آن شهر الزامی است[10]. علاوه بر این، در پروژه پژوهشی دیگری که توسط مرکز علوم منطقهای دانشگاه فناوری وین به اجرا درآمد، این شش محور کلیدی مبنای رتبهبندی ۷۰ شهر کوچک در سطح اروپا قرار گرفتند. این ابعاد ششگانه پیوند عمیقی با نظریات کلاسیک و نئوکلاسیک رشد و توسعه شهری و منطقهای دارند. به بیان دقیقتر، استقرار این محورها ریشه در تئوریهای رقابت منطقهای، حوزههای حملونقل، فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) ، مدیریت منابع طبیعی، سرمایههای انسانی و اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی و همچنین میزان مشارکت شهروندی در فضای شهری دارد[9]. با این حال، میتوان چنین استنباط کرد که لازمه آغاز حرکت هر کانون شهری به سوی هوشمندسازی، نمودِ دستکم یکی از شاخصهای ششگانه مذکور در طرحها و اقدامات پیشران آن شهر است؛ ساختار کلی این الزامات در شکل ۱ به تصویر کشیده شده است[10].
تصویر 1: مؤلفههای شهر هوشمند، منبع: نگارنده ( بر اساس مفهوم سازی نگارنده، طراحی توسط SciSpace AI)
5-1- اقتصاد هوشمند
اقتصاد هوشمند بر شهرهایی با صنایع فناورانه متمرکز است؛ بهخصوص صنایعی که در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) فعالیت کرده یا این فناوریها را در فرآیندهای تولیدی خود به کار گرفتهاند.[11]. اقتصاد هوشمند با بهرهگیری از ظرفیتهای تجارت محلی، بستری ایدهآل برای ایجاد مشاغل با درآمد بالا در بازارهای رقابتی فراهم میآورد. این مفهوم توصیفگر شهرهایی است که در حوزهی فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) پیشگام بوده و توانستهاند این ابزارها را در تمامی سطوح خدماترسانی شهری نهادینه کنند. در جوامع هوشمند، دسترسی به پهنای باند اینترنت نه صرفاً یک مزیت، بلکه ابزاری حیاتی و زیربنایی تلقی میشود. بر این اساس، بهکارگیری راهکارهای هوشمند در چنین جوامعی، فرآیند توسعه و ساخت بنادر، ایستگاههای ریلی، فرودگاهها و شریانهای اصلی ارتباطی را شتاب میبخشد که خود عاملی کلیدی در جذب سرمایهگذاری و شکوفایی اقتصاد شهری است. در واقع، امروزه پهنای باند و فناوریهای ارتباطی، مؤلفههای بنیادین و نوین برای دستیابی به رفاه اجتماعی و توسعه پایدار به شمار میروند[9].
5-2- شهروند هوشمند
مؤلفه بنیادینی که مرز میان شهر دیجیتال و شهر هوشمند را ترسیم میکند، حضور مردم هوشمند در بدنه جامعه است. این شاخص عمدتاً بر پایه سطوح آموزشی و مهارتهای تخصصی شهروندان تبیین میگردد. علاوه بر این، کیفیت مناسبات و تعاملات اجتماعی نظیر انسجام جمعی، روحیه همزیستی و ظرفیت برقراری ارتباط با سطوح فراملی و جهانی نیز از الگوهای رفتاری و مصادیق کلیدی جامعه هوشمند تلقی میشوند[11]. این مؤلفه در واقع حیاتیترین رکن در تکوین مناطق و سکونتگاههای هوشمند بهشمار میرود؛ بهگونهای که بهرهمندی از نیروی کار متخصص و آگاه، پیشران اصلی این فرآیند است. مفهوم شهروند هوشمند مواردی همچون تسلط بر مهارتهای دیجیتال، حضور فعال در عرصهی فناوری اطلاعات، دسترسی عادلانه به فرصتهای آموزشی و مدیریت بهینهی ظرفیتهای انسانی را در بر میگیرد. این ساختار در بستر یک جامعهی فراگیر، موجب شکوفایی خلاقیت و نهادینهسازی نوآوری میگردد. در این میان، نقش محوری انسان در پیشبرد الگوهای پایش هوشمند، بهویژه در حوزهی مدیریت انرژی، غیرقابلانکار است؛ چرا که تحقق این امر مستلزم انتخاب آگاهانه و مشارکت داوطلبانهی مصرفکنندگان در بهکارگیری این فناوریهاست[9].
5-3- دولت هوشمند
منظور از حکمرانی (یا زمامداری) هوشمند، پیادهسازی یک نظام یکپارچه از مدیریت شهری در تمامی سطوح است؛ فرایندی که با ایجاد پیوند و در صورت لزوم، ادغام تعاملات میان نهادهای مدنی، دولتی، بخش خصوصی و ساختارهای جهانی، شهر را به مثابه یک ارگانیسم پویا و کارآمد هدایت میکند. رکن اصلی برای دستیابی به این همگرایی، فناوری اطلاعات و ارتباطات است که با بهرهگیری از زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری، فرآیندهای هوشمند و ارتقای مشارکت شهروندی را تسهیل نموده و دادههای مورد نیاز را تأمین میکند. در این چارچوب، اهداف بنیادین هوشمندسازی بر محوریت شفافسازی، تسهیل دسترسی به اطلاعات و ارائه خدمات در بستر دولت الکترونیک استوار است[10].
5-4- جابجایی هوشمند
پویایی هوشمند بر ایجاد بستری جهت دسترسی همگانی به فناوریهای نوین و ادغام آنها در زیست روزمره شهری دلالت دارد؛ در این مسیر، کیفیت و قابلیت اطمینان زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) نقشی تعیینکننده ایفا میکنند. تحقق شهر هوشمند مستلزم بهکارگیری مجموعهای از محاسبات هوشمند در لایههای زیربنایی و خدمات حیاتی شهر است. این محاسبات، نسل جدیدی از فناوریهای یکپارچه (سختافزاری، نرمافزاری و شبکهای) را شامل میشوند که با پایش لحظهایِ[2] وقایع دنیای واقعی و تحلیلهای پیشرفته در حوزههایی نظیر ترافیک و شرایط جوی، به بهبود فرآیند تصمیمگیری و ارتقای آگاهی شهروندان کمک میکنند. در واقع، فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان نیروی محرکه اصلی در تمامی ارکان شهر هوشمند شناخته میشود[12].
5-5- محیط هوشمند
این مؤلفه بر اهمیت مدیریت مسئولانه منابع و ضرورت برنامهریزی برای دستیابی به شهرهای پایدار تأکید دارد. از طریق سازوکارهایی همچون کاهش آلایندهها، مهار انتشار گازهای گلخانهای و اهتمام به حفاظت از اکوسیستمهای شهری، میتوان کیفیت بصری و جاذبههای طبیعی شهر را ارتقا بخشید. در این چارچوب، تلفیق نوآوریهای فناورانه با ساختارهای شهری، دستیابی به بهرهوری حداکثری را میسر میسازد. علاوه بر این، شهرهای هوشمند با ترویج الگوهای بهینه مصرف، نقشی کلیدی در کاهش اتلاف انرژی ایفا میکنند [7].
5-6- زندگی هوشمند
این مفهوم به دگرگونی در سبکهای زندگی، رفتارهای جمعی و الگوهای مصرفی اشاره دارد که در پی استقرار فناوریهای نوین پدید آمدهاند. زندگی هوشمند را میتوان تجربهی زیستی سالم و ایمن در شهری پویا و فرهنگمحور دانست که ضمن ارائه امکانات متنوع فرهنگی، استانداردهای رفاهی والایی را در قالب سکونتگاههای باکیفیت برای شهروندان فراهم میسازد. علاوه بر این، تحقق زندگی هوشمند پیوند عمیقی با ارتقای سرمایههای اجتماعی و افزایش سطح انسجام و همبستگی در بدنه جامعه دارد[5].
6- پیش نیازهای لازم برای هوشمند سازی شهرها
ابعاد ششگانه فوق، حوزههایی جامع و کلان هستند که هر یک زیرمجموعه های متعددی را در بر میگیرند؛ این زیربخشها ممکن است بر اساس مقتضیات بومی و ویژگیهای خاص هر کشور، ماهیتی متفاوت داشته باشند. با این حال، نکتهی کلیدی اینجاست که تحقق واقعی مفهوم شهر هوشمند مستلزم همگرایی و عملکرد هوشمندانه در تمامی این شش مؤلفه بهصورت هم زمان است که زیربخشهای این شش مؤلفه در جدول1 بیان شده است[2].
جدول 1: مولفه های و شاخص ها مربوط به شهر هوشمند، منبع: [13]
| اقتصاد هوشمند | شهروند هوشمند |
| هزینههای عمومی در تحقیق و توسعه، هزینههای عمومی آموزش و پرورش، نرخ بیکاری، کارآفرینی، انعطاف نیروی بازار کار، بهره وری، روح نوآورانه، برند اقتصادی و تجاری | مشارکت در زندگی اجتماعی، خلاقیت شهروندان، انعطاف پذیری، میزان تمایل به یادگیری، تنوع نژادی و قومی |
| دولت هوشمند | جابجایی هوشمند |
| اهمیت و تمایل به فعالیتهای سیاسی، مبارزه با جرم و جنایت، رضایت از عملکرد شورای شهر و شهرداری | دسترسی به حمل و نقل عمومی، کیفیت سرویسهای حمل و نقل عمومی، استفاده از حمل و نقل غیرموتوری، دسترسی به اینترنت در فضاهای عمومی و منازل |
| محیط هوشمند | زندگی هوشمند |
| تلاش در جهت حفاظت از محیط زیست، دسترسی به فضای سبز، توجه به مصرف بهینه آب و برق، نوع تفکرات در خصوص حفاظت از طبیعت، شرایط طبیعی و محیطی، آلودگیهای محیطی، مدیریت منابع پایدار | حضور در سینماها و موزهها، رضایت از کیفیت نظام سلامت و وضعیت مسکن، رضایت از سیستم آموزشی، رضایت از فضاهای تفریحی و اوقات فراغت، عدالت اجتماعی، امنیت فردی، شرایط بهداشتی، امکانات آموزشی و فرهنگی |
7- اجزای شهر هوشمند
از آنجا که ابتکار عملهای حوزه شهر هوشمند، از طریق جلب مشارکت شهروندی و تأثیرات عمیق اجتماعی، فراتر از توسعه و کاربست صرف فناوری گام برمیدارند، تحلیل اجزای این شهرها مستلزم نگاهی جامع است. در این راستا، بایستی به عوامل انسانی و اجتماعی نظیر فرآیندهای یادگیری، ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه مهارتهای تخصصی، در کنار عوامل سازمانی همچون نقش کلیدی ذینفعان و تأمینکنندگان منابع مالی، توجهی ویژه مبذول داشت. بر این اساس، با اتخاذ یک رویکرد کلنگر میتوان ارکان اصلی تشکیلدهنده شهر هوشمند را در سه دستهبندی بنیادین تبیین نمود [5].
جدول 2: اجزای شهر هوشمند، منبع: [5]
| عوامل فنی | عوامل انسانی | عوامل سازمانی |
|
|
|
8- تجارب جهانی در پیاده سازی شهر هوشمند
تجارب بینالمللی گویای آن است که شهرهای موفق، فراتر از ابزارهای فنی، بر توسعه زیرساختهای مدیریتی و اجتماعی جهت تسهیل مشارکت شهروندان و هماهنگی میاننهادی تمرکز نمودهاند.
1-8- بارسلون
تصویر 2: بارسلون، منبع: catalonia.com
بارسلونا به عنوان یکی از پیشروترین الگوهای شهر هوشمند، با طراحی و توسعه پلتفرم دیجیتال«Decidim» ، بستر لازم برای مشارکت مستقیم شهروندان در فرآیندهای تصمیمسازی شهری را فراهم آورده است. این راهبرد با تمرکز بر مؤلفههایی چون شفافیت و دموکراسی دیجیتال، پیوند میان حاکمیت و بدنه جامعه را تقویت میکند. تجربه بارسلونا به وضوح اثبات میکند که ابزارهای فناورانه به تنهایی ضامن موفقیت نیستند، بلکه مشارکت فعالانه شهروندی، هسته اصلی و کلید کامیابی پروژههای هوشمندسازی بهشمار میرود [8] در واقع بارسلونا با پیادهسازی این اقدامات در حمایت از الگوی شهر هوشمند، تحولی اساسی را در ساختار حکمرانی خود آغاز کرده است. در این مسیر، تشکلهای کارگری نیز با هدف انطباق با اقتصاد فناورمحور در پروژهها مشارکت جستند؛ هرچند این تلاشها در مواجهه با واقعیتهای اقتصادی حاکم، با چالشهای عدم همگامی روبهرو شد. فراتر از محرکهای اقتصادی، بارسلونا بر محور آموزش اجتماعی نیز تمرکز ویژهای داشته و از طریق تعامل استراتژیک با دانشگاههای بومی، در جهت تقویت روحیه کارآفرینی گام برداشته است. این پیوند با نهادهای آموزشی، زمینهساز ارتقای چشمگیر سرمایه اجتماعی در این شهر شده است. همچنین، بارسلونا با اجرای یکی از جامعترین برنامههای سواد دیجیتال، سالانه هزاران شهروند را تحت پوشش قرار داده تا با پدیده شکاف دیجیتال مقابله کند. رویکرد نهایی این شهر، بر پایه غنیسازی سرمایه انسانی استوار است تا از این طریق، مسیر را برای تحقق نوآوریهای پایین به بالا هموار سازد [12]. اگرچه بارسلونا همانند آمستردام از طرحهای بهینهسازی و ذخیره انرژی حمایت گستردهای به عمل میآورد، اما محور اصلی استراتژی این شهر بر دستاوردهای اقتصادی حاصل از کارآفرینی متمرکز شده است. در واقع، بارسلونا با رویکردی صریحتر نسبت به آمستردام و نیویورک، ارتقای کارآفرینی را در دستور کار خود قرار داده است. یکی از غایات بنیادین این شهر، بازتعریف هویت اقتصادی از یک قطب صنعتی به یک کانون پیشرفتهی فناوری و دانشمحور است تا از این طریق، پیوند میان شهر و بنگاههای تجاری مبتنی بر دانش و داده را تقویت نماید. پیامد عملی این سیاستگذاری در بازهی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ به وضوح مشهود است؛ بهطوریکه از میان فرصتهای شغلی جدید ایجاد شده، ۲۶ درصد به حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ۲۴ درصد به بخش طراحی و ۱۱ درصد به صنعت رسانه اختصاص یافته است[9]. در اصل بارسلونا به جای اتکا بر شاخصهایی نظیر کاهش آلایندههای کربنی برای سنجش موفقیت، معیار پیشرفت خود را بر رشد فرصتهای شغلی و میزان جذب بنگاههای اقتصادی نوین استوار کرده است. این شهر با استراتژی جذب نخبگان بینالمللی و بهکارگیری نیروی کار متخصص در حوزهی تکنولوژی، توانسته است سطح سرمایه انسانی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهد. بدین ترتیب، مدل شهر هوشمند بارسلونا پیوندی ناگسستنی با اقتصاد هوشمند دارد؛ بهویژه اقتصادی که بر پایه کارآفرینی برخاسته از زیرساختهای فناوری اطلاعات بنا شده است. در مجموع، ارکان اقتصاد، مردم و حکمرانی هستهی اصلی تمرکز بارسلونا را تشکیل میدهند و همانطور که مشهود است، عمدهی طرحهای توسعهای این شهر بر مدار این سه محور کلیدی طراحی و عملیاتی شدهاند.
نقاط قوت مدل و طرحهای این شهر عبارت است از:
- تاکید بر سرمایه انسانی
- آموزش مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت عملی به افراد و شرکتها
- پیشگام در سرمایه گذاری نفوذ باند پهن و فناوری اطلاعات و ارتباطات
- استفاده از سیستم استاندارد جهانی در تعیین مولفههای شهر هوشمند و به اشتراک گذاری موفقیتهای جوامع شهر هوشمند
- تمرکز بر منافع اقتصادی ناشی از کارآفرینی
نقاط ضعف مدل و طرحهای این شهر عبارت است از:
- عدم توجه به محیط زیست و کاهش دی اکسید کربن
- عدم توجه به موضوع آب و چالشهای پیش روی مبتنی بر آن [14].
تصویر 3: دیاگرام تحلیل نقاط قوت، ضعف و مولفههای شهر هوشمند بارسلون، منبع: نگارنده ( بر اساس مفهوم سازی نگارنده، طراحی توسط SciSpace AI)
2-8- نیویورک
تصویر 4: نیویورک، منبع: www.checkpointtravel.se
نیویورک از یک سو گستردهترین سیاستهای مبتنی بر کارآفرینی را در دستور کار دارد و از سوی دیگر، برخلاف بسیاری از الگوها، فرآیندهای تصمیم سازی آن عمدتاً تحت هدایت نهادهای دولتی است تا بخش خصوصی. این کلانشهر در میان نمونههای جهانی جایگاهی متمایز دارد، چرا که لزوماً خود را در چارچوبهای متعارف بینالمللی شهرهای هوشمند تعریف نمیکند. ابتکارات این شهر در حوزه فناوری اطلاعات، بیش از هر چیز حاصل راهبرد پیشگامانه شهردار بلومبرگ جهت شکوفایی صنعت تکنولوژی و صیانت از جایگاه راهبردی نیویورک در نظام اقتصاد جهانی است. این نگرش موجب جذب سرمایهگذاریهای کلانی همچون پروژه Cornell NYC Tech شده است؛ مؤسسهای که فراتر از ایجاد زیرساختهای فیزیکی و جذب نخبگان دانشگاهی، نمادی از مأموریت نوین نیویورک برای پیشرانی در صنعت فناوری محسوب میشود[15]. نیویورک، همانند آمستردام، دههها پیش از بارسلونا مسیر توسعه را آغاز کرده و به همین سبب، از بخشهای مالی و خدماتی قدرتمندتری برخوردار است. رویکرد فعلی این کلانشهر به سمت فناوری اطلاعات و ارتباطات دوربرد، نشاندهنده انطباق هوشمندانه آن با واقعیتهای اقتصادی در عصر پسا صنعتی است. این شهر از طریق همکاری با شرکت توسعه اقتصادی نیویورک، استراتژیهایی را جهت ارتقای اشتغال در حوزه رسانه و ترغیب بنگاههای تجاری کوچک به بهرهگیری از فناوری تدوین نموده است. متمایزترین ویژگی مدیریتی نیویورک در مقایسه با بارسلونا، بهرهگیری گسترده از آژانسها و نهادهای عمومی در پیشبرد پروژههاست. نیویورک در سطح جهانی به عنوان یک شهر پیشآهنگ[3] شناخته میشود که معیاری برای سنجش روندهای نوین بینالمللی است؛ همین اعتبار جهانی موجب جذب غولهای فناوری همچون سیسکو و آیبیام در پروژههای شهری شده و نیویورک را به عنوان پیشران اصلی اقتصاد نوآوری تثبیت کرده است. به نظر میرسد این شهر با انگیزههایی کاملاً شفاف و استراتژیک در این مسیر گام برمیدارد[12] در حالی که بارسلونا مدعی است توسعه صنعت فناوری را به عنوان ابزاری برای انباشت و ارتقای سرمایه اجتماعی بهکار میگیرد، نیویورک راهبرد متفاوتی را برگزیده است؛ این شهر سرمایهگذاری در حوزه فناوری را با هدف تقویت توان رقابت اقتصادی در بدنه بنگاههای تجاری داخلی و محلی خود دنبال میکند، نه لزوماً برای حمایت از شرکتهای چندملیتی [15].
در کلانشهر نیویورک، مدیریت طرحهای شهر هوشمند بر پایه مشارکتهای اجتماعی استوار است. در همین راستا، سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات با همکاری شرکت Time Warner Cable، پروژههای متعددی را با محوریت عدالت اجتماعی نظیر گسترش زیرساختهای فیبر نوری در مناطق کمبرخوردار به اجرا درآورده است. همچنین، نقشه جامع شهر دیجیتال بر ابعاد اجتماعی و سوگیریهای انسانی فناوری تأکید دارد؛ بهگونهای که از میان پنج هدف کلان این سند، چهار مورد شامل دسترسی، آموزش، دولت باز و مشارکت پیوند مستقیمی با بدنه جامعه دارند. این نقشه، نخستین سند راهبردی در نوع خود محسوب میشود که تمامی پروژههای شهری از آن الگوبرداری میکنند. به عنوان مثال، در راستای تحقق هدف مشارکت، اقداماتی همچون ارائه جعبه ابزار دیجیتال شهروندی برای تعاملات آنلاین با دولت و برگزاری سلسله نشستهای شنود عمومی در مناطق پنجگانه جهت جذب نظرات شهروندان عملیاتی شده است. علاوه بر این، حتی در توسعه صنعتی نیز اولویت با نیازهای شهروندی است؛ همانطور که در برنامههای ارتقای نیروی کار برای حمایت از تنوع در فضای دیجیتال مشاهده میشود [14]. از جمله دلایل هوشمند شدن شهر نیویورک میتوان به شهرت آن و رقابتی بودنش از نظر اقتصادی اشاره کرد. اهم طرحهای انجام شده با توجه به ابعاد معرفی شده به شرح زیر است:
- طرح پرتال داده باز نیویورک: توسعه برنامههایی به منظور ترویج پهنای باند خدمات ارتباط از راه دور و اشتراک دادهها میان نمایندگیهای مختلف از طریق بهینه سازی زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات که ابعاد اقتصاد، تحرک و حکومت از مفهوم شهر هوشمند را پوشش میدهد.
- طرح Media NYC.2020: گسترش ارتباط نوآوری، استعداد و آموزش و تبدیل شهر به بزرگترین پایتخت رسانهای جهان به منظور ایجاد یک دروازه بین المللی برای شرکتهای داخلی و خارجی که ابعاد اقتصاد و شهروند از مفهوم شهر هوشمند را پوشش میدهد.
- طرح :NYC BigApps Competition طراحی بهترین و جدیدترین برنامهها با استفاده از دادههای باز توسط طراحان نرم افزارها که ابعاد اقتصاد و شهروند از مفهوم شهر هوشمند را پوشش میدهد.
- طرح NYC Venture Fellows: فراهم آوردن بورسهای سالانه برای نسلهای بعدی کارآفرینان که بعد اقتصاد از مفهوم شهر هوشمند را پوشش میدهد.
- طرح Media & Tech Bond Program: خرید تجهیزات فناوری و اوراق قرضه برای شرکتها که بعد اقتصاد از مفهوم شهر هوشمند را پوشش میدهد.
- طرح Request For Expressions of Interest: ایجاد پردیس تحقیقاتی در حوزه علوم کاربردی و مهندسی که ابعاد اقتصاد و شهروند از مفهوم شهر هوشمند را پوشش میدهد[9].
3-8- آمستردام
تصویر 5 : آمستردام، منبع: wallpapercave.com
آمستردام به عنوان پیشگام در حوزههای اقتصاد نوآوری و جنبشهای زیستمحیطی، از مناسبترین کانونها برای پیادهسازی الگوی شهر هوشمند بهشمار میرود. این شهر با هدف دستیابی به برتری اقتصادی در سطح منطقه، راهبرد خود را بر پایه نوآوری، سیاستهای تجاری منعطف و طرحهای توسعه پایدار استوار کرده است. تراکم جغرافیایی بالا در کنار جمعیت محدود هلند، بستر مناسبی را برای پذیرش سریع فناوری اطلاعات فراهم آورده؛ هرچند این نفوذ فناوری در آمستردام بسیار عمیقتر از سایر مناطق بروز یافته است. ویژگیهای دموگرافیک این شهر، بهویژه بهرهمندی از جمعیتی تحصیلکرده و پویا، آمستردام را به نقطهی عزیمت ایدهآلی برای توسعهی فناورمحور بدل کرده است. تسلط بالای شهروندان بر سواد دیجیتال و تمرکز جدی شهر بر اقتصاد دانشبنیان، توجیهکننده این واقعیت است که چرا آمستردام برخلاف سایر کلانشهرها، ضرورت چندانی برای تمرکز بر رفع شکاف دیجیتال احساس نمیکند. علاوه بر این، فضای کسبوکار در آمستردام نسبت به سایر نقاط اروپا و جهان بسیار مساعدتر است. هلند با اتخاذ سیاستهای مالیاتی مشوق کسبوکار و ترویج فرهنگ پذیرا نسبت به مهاجران، به یکی از مقاصد استراتژیک برای سرمایهگذاران بینالمللی و قطبهای فناوری تبدیل شده است. این مؤلفهها که نشاندهنده ماهیت رقابتی اقتصاد هلند و پویایی جریان جهانی سرمایه و کار هستند، در مدل شهر هوشمند آمستردام تجلی یافتهاند؛ هرچند به نظر میرسد این الگو، ساختار بازار کار دوگانه در چنین اقتصادهایی را بیش از پیش نمایان میسازد[15]. ویژگی متمایز ساختار اقتصادی آمستردام، تمرکز بر ارائه خدمات پیشرفته و توسعه صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات است. شکاف عمیق میان نیروهای کار متخصص و کارگران فاقد مهارت، بهتدریج از اهمیت و جایگاه کار سازمانیافته در این شهر کاسته است. اگرچه اتحادیههای کارگری بهطور سنتی یکی از ارکان تأثیرگذار در سپهر سیاسی هلند محسوب میشدند، اما امروزه شاهد افول مستمر نقش آفرینی آنها هستیم. در واقع، گرایش فزایندهی کارگران ماهر به انعقاد قراردادهای فردی و اجتناب از مشارکت در چانهزنیهای جمعی، منجر به کاهش اعتبار و تضعیف جایگاه اتحادیههای سنتی در نظام اقتصادی جدید شده است [12]. آمستردام بهجای بهرهگیری از کلانپروژههای فناورانه صرفاً برای ترسیم یک چشمانداز نمادین از پیشرفت، بر کاربرد استراتژیک فناوری اطلاعات جهت تحقق اهداف پایداری محیطی و کاهش آلایندههای کربنی تمرکز یافته است. هرچند این شهر در دهههای اخیر همواره در زمره پیشگامان حفاظت از محیط زیست بوده، اما ابتکار شهر هوشمند آن، معرف رویکردهای نوآورانه و مبتنی بر دادهای است که بهتازگی ابداع شدهاند. مدل آمستردام با درگیر ساختن دولت محلی، مراکز پژوهشی و شهروندان، به آزمون فناوریهایی میپردازد که بهرهوری منابع طبیعی را در اولویت قرار میدهند؛ بهطوری که ۲۳ مورد از ۳۰ پروژه عملیاتی این شهر، مستقیماً بر محور توسعه پایدار و مدیریت کربن استوار است. یکی از شاخصترین این اقدامات، پروژه خیابان اقلیمی است که با هدف بازطراحی مراکز خرید بر پایه پایداری اجرا میشود. علاوه بر این، آمستردام با چالش پیچیدهی بهسازی و مقاومسازی ابنیه تاریخی روبهروست؛ ضرورتی که ایجاب میکند ضمن صیانت از میراث فرهنگی، استانداردهای کاهش مصرف انرژی نیز محقق شود. در همین راستا، پروژه کانالهای سبز با هدف تلفیق تکنولوژیهای کاهنده کربن در بافت تاریخی و رشتهکانالهای شهر طراحی و اجرا شده است [9]. پروژه خیابان اقلیمی از برجستهترین ابتکارات آمستردام در راستای ترویج پایداری زیستمحیطی محسوب میشود. هدف این طرح، تبدیل خیابان استراتژیک Utrechtsestraat درمرکز شهر که کانون فعالیتهای تجاری و رفاهی است، به یک الگوی عملیاتی برای راهکارهای توسعه پایدار میباشد. با این حال، رویکرد دولت محلی تنها به پیادهسازی زیرساختهای فناوری اطلاعات در بخشهای تجاری و مسکونی محدود نمیشود؛ بلکه در لایهای فراتر، پروژه سومی با هدف پایش هوشمند ابنیه شهری تدوین شده است تا معیارهای سنجش دقیقی را برای ارزیابی عملکردها ارائه دهد. غایت نهایی شهرداری آمستردام، دستیابی به وضعیت کربنخنثی است؛ در این مسیر، سیستم مدیریت انرژی که توسط شرکت لیاندر، شریک استراتژیک شهر هوشمند آمستردام، طراحی شده، امکان رصد لحظهای و ارزیابی میزان پیشرفت در تحقق این هدف را فراهم میآورد [14].
9- تجارب ایران در پیاده سازی شهر هوشمند
واکاوی وضعیت کنونی ایران در حوزه هوشمندسازی شهری نشان میدهد که حتی کلانشهر تهران، بهعنوان پایتخت و پیشرفتهترین قطب شهری کشور، همچنان فاصله معناداری با استانداردهای جهانی شهر هوشمند دارد. اگرچه با تصویب اسناد بالادستی نظیر دولت الکترونیک و شبکه ملی اطلاعات، گامهایی در جهت پیریزی شهر الکترونیک بهعنوان پیشنیاز حیاتی هوشمندسازی برداشته شده، اما خروجی عملیاتی این اقدامات با اهداف غایی همسو نبوده است. مرور برنامه چهارم توسعه و احکام متعدد آن در زمینه دولت الکترونیک و شهر هوشمند، گویای این واقعیت است که این تلاشها به نتایج ملموسی منجر نشدهاند؛ امری که به وضوح نشان میدهد دولت بهتنهایی و بدون جلب مشارکت سایر ارکان، توفیق چندانی در این عرصه کسب نخواهد کرد. در ادامه، جهت تبیین دقیقتر چالشها و دستاوردها، برخی از تجارب موردی و کلیدی شهر هوشمند در ایران به اختصار بررسی میشوند:
1-9- جزیره الکترونیکی کیش:
در اردیبهشتماه ۱۳۷۹، ایده تأسیس نخستین شهر الکترونیکی و اینترنتی ایران در جزیره کیش مطرح گردید. این منطقه با برخورداری از ظرفیتهای بالقوه و جاذبههای منحصربهفرد، بستری مناسب برای تکوین یک ناحیه الکترونیکی قلمداد میشد. تمایز کلیدی پروژه کیش با سایر مناطق در این بود که بهدلیل زیرساختهای نوین و انعطافپذیری شبکه در این جزیره، امکان تحقق اهداف چندگانه در فضایی محدود و با هزینهای بهینه فراهم بود؛ ویژگیهایی که کیش را به گزینهای بیبدیل برای ایفای نقش پایلوت ملی (الگوی آزمایشی) در سطح کشور بدل میکرد؛ فرصتی که در آن مقطع برای سایر شهرهای بزرگ فراهم نبود. با این حال، علیرغم این پتانسیلها، پروژه مذکور به دلایل متعدد به تحقق کامل دست نیافت. با این وجود، برجستهترین دستاورد طرح شهر الکترونیک کیش را میتوان ایجاد و اشاعه گفتمان فرهنگی در حوزه توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در سطح کلان کشور دانست.
2-9- جزیره هوشمند قشم:
در خصوص جزیره قشم، زیرساختهای اطلاعاتی قابلتوجهی از جمله نقشهبرداری با مقیاس ۱:۲۵۰۰۰ (شامل ۱۶۹ لایه اطلاعاتی) و نقشههایی با مقیاس ۱:۲۰۰۰ و دقت هندسی بسیار بالا تدوین شده است. این سیستم نقشه برداری از قدرت تفکیک (۲۰ در ۲۰ سانتیمتر) برخوردار است که علاوه بر کاربردهای مکانمحور، بستری بهینه برای اتوماسیون فرآیندهای اداری فراهم میسازد. با این حال، علیرغم این توان فنی، تنها حدود ۱۰ درصد از کل طرح به مرحله عملیاتی رسیده است. کلید تحقق این پروژه در گرو تعاملات بیندستگاهی و نقش حاکمیتی منطقه آزاد قشم است تا این طرح را به یک ضرورتِ ابلاغی و لازمالاجرا بدل نماید. بر اساس پیشبینیها، بازه زمانی ایدهآل برای تکمیل این پروژه ۵ سال برآورد شده که هدف نهایی آن، ترسیم الگویی جامع از ایران دیجیتال در مقیاسی کوچکتر است [16].
10- چالشها و محدودیتها در مسیر دستیابی به اهداف شهر هوشمند
بدیهی است که هرگونه تحول ساختاری، چالشهای منحصربهفردی را به همراه دارد و ابعاد این چالشها با گستردگی تغییرات رابطه مستقیم دارد. گذار به شهر هوشمند مستلزم طی کردن پنج مرحله حیاتی شامل پیدایش، ارتقا، تعامل، تراکنش و یکپارچهسازی است؛ پیمودن هر یک از این گامها مستلزم برنامهریزی استراتژیک مدیران شهری برای مواجهه با موانع احتمالی است. چالشهای پیش روی ایران در این مسیر را میتوان در پنج طبقه بنیادین تحلیل کرد:
- مشکلات فنی
یکی از موانع اصلی، توسعه نامتوازن فناوری اطلاعات و ارتباطات است. تکامل این حوزه بر سه رکن دسترسی، سواد دیجیتال و محتوای غنی استوار است. نکته حائز اهمیت اینجاست که این عوامل مکمل یکدیگرند؛ بهطوریکه دسترسی به اینترنت پرسرعت تنها زمانی اثربخش خواهد بود که با محتوای کاربردی و سطح مناسبی از دانش کاربران همراه شود.
- مشکلات آموزشی
مشارکت حداکثری شهروندان در گرو آگاهی آنان از ابعاد تغییر و درک ملموس مزایای آن در بهبود کیفیت زندگی است. تحقق این امر مستلزم طراحی و اجرای برنامههای آموزشی مستمر برای اقشار مختلف جامعه است.
- مشکلات فرهنگی
الگوبرداری صرف و فاقد تحلیل از کشورهای پیشرو، اگرچه ممکن است دستاوردهای کوتاهمدتی داشته باشد، اما عدم انطباق با اقتضائات بومی و فقدان پیوستهای فرهنگی، در بلندمدت منجر به آسیبهای جدی در سبک زندگی ایرانی-اسلامی خواهد شد.
- مشکلات مدیریتی
بسیاری از سیاستگذاران هنوز ضرورت استراتژیک تحقق شهر هوشمند را بهطور کامل درک نکردهاند. فقدان حمایت عملیاتی مدیران ارشد از برنامههای مصوب، سدی بزرگ در برابر پیشرفت این پروژههاست؛ چرا که بدون اراده حاکمیتی، هوشمندسازی به سرانجام نخواهد رسید.
- مشکلات اقتصادی
پیریزی زیرساختهای شهر الکترونیک مستلزم سرمایهگذاریهای کلان است. تحمیل این هزینهها به بدنه جامعه نیازمند شفافسازی و ایجاد آمادگی ذهنی در شهروندان برای پذیرش هزینههای میانمدت در مقابل منافع بلندمدت است[2].
11- نتیجه گیری
رشد شتابان شهرنشینی در هزاره سوم و ظهور چالشهای پیچیدهای نظیر آلودگیهای زیستمحیطی، بحرانهای مدیریتی و کمبود منابع، الگوی «شهر هوشمند» را از یک انتخاب به یک ضرورت اجتنابناپذیر برای مدیریت شهری نوین تبدیل کرده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که هوشمندی شهر صرفاً محدود به زیرساختهای فناوری اطلاعات (ICT) نیست، بلکه ابعاد ششگانهای شامل اقتصاد، مردم، حکمرانی، جابجایی، محیطزیست و زندگی هوشمند را در بر میگیرد که همگی باید در یک پیوند ارگانیک با یکدیگر عمل کنند. بررسی تجارب جهانی در این مقاله نشان داد که شهرهای موفق، هر یک بر اساس نیازهای بومی خود بر بُعد خاصی تمرکز کردهاند؛ به طوری که بارسلون بر سرمایه انسانی و مشارکت شهروندی، نیویورک بر اقتصاد نوآوری و رقابتپذیری، و آمستردام بر توسعه پایدار و کاهش کربن متمرکز شدهاند. در مقابل، بررسی وضعیت کشور ایران در پروژههایی نظیر جزیره کیش و قشم حاکی از آن است که علیرغم تلاشهای اولیه، فاصله قابلتوجهی تا استانداردهای جهانی وجود دارد. در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که بزرگترین چالش در مسیر هوشمندسازی شهرهای ایران، نه لزوماً کمبود فناوری، بلکه عدم توسعه متوازن زیرساختهای آموزشی، فرهنگی و مدیریتی است. برای دستیابی به موفقیت در این مسیر، اهتمام بر سه اصل «سواد دیجیتال شهروندان»، «حفاظت از محیطزیست» و «حمایت از کارآفرینی بومی» و همچنین پرهیز از تقلید کوکورانه از تجارب جهانی در زمینه شهرهای هوشمند پیشنهاد میشود. در اصل هوشمندسازی تنها زمانی به بهبود کیفیت زندگی منجر میشود که فناوری در خدمت نیازهای واقعی شهروندان قرار گیرد.
12- ملاحظات نگارشی
نویسنده اعلام میدارد که در تدوین این مقاله، از ابزارهای هوش مصنوعی مولد (SciSpace AI و Gemini) به عنوان دستیار در مراحل غیرتحلیلی استفاده شده است. این موارد شامل بهینهسازی عنوان، ترسیم فنی دیاگرامها بر اساس مفاهیم استخراجشده توسط نگارنده، و تدوین اولیه بخش نتیجهگیری میباشد. همچنین، جهت ارتقای کیفیت زبانی و جلوگیری از تشابه متنی، فرآیند پارافریز نیز با کمک این ابزارها صورت گرفته است. لازم به ذکر است که انتخاب منابع، تحلیل محتوایی تجارب جهانی و مسئولیت صحت کلیه مطالب بر عهده نویسنده بوده و خروجی ابزارهای مذکور مورد بازبینی و تدقیق نهایی قرار گرفته است.
منابع
[1] پوراحمد، احمد، زیاری، کرامت اله، حاتمی نژاد، حسین، و پارساپشاه آبادی، شهرام. (1397). مفهوم و ویژگی های شهر هوشمند. باغ نظر، 15(58 )، 5-26.
[2] بیات، زهرا،1401،بررسی قابلیت هوشمندسازی شهرها در ایران،پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات بین رشته ای در مدیریت و مهندسی،تهران.
[3] جمشیدزهی، محمداکرم، کریمیان بستانی، مریم، و حافظ رضازاده، معصومه. (1401). تحلیل شاخص های شهر هوشمند در شهر زاهدان. مطالعات برنامه ریزی سکونتگاه های انسانی (چشم انداز جغرافیایی)، 17(2 (پیاپی 59) )، 535-546.
[4] پورجوان، خسرو. (1398). تبیین شهر هوشمند و راهکارهای حمل ونقل هوشمند شهری. کارافن، 16(45 )، 15-34.
[5] موسوی حسنی، مصطفی. (1401). نظریه های شهر هوشمند. جغرافیا و روابط انسانی، تابستان 1401، دوره5، شماره2، صص 20-1.
[6] بخشی سنجدری رضا، دریاباری سید جمالالدین. بررسی هوشمندسازی سیستم های حمل و نقل شهری در راستای توسعه پایدار شهرها (موردمطالعه: کلانشهر تهران). فصلنامه علمی-پژوهشی اقتصاد و مدیریت شهری. ۱۳۹۹; ۸ (۳۲) :۳۱-۴۶).
[7] احمدی اصفهانی، مسیح اله.(1401).مروری بر شهر هوشمند (مورد مطالعه: سنگاپور). مطالعات علوم کاربردی در مهندسی، تابستان 1401، دوره 8، شماره2، صص 13-1.
[8] سرلکی، علی و صالحی امین عباسی، محمد و مرجانی، علیرضا،1404،مروری بر تجارب جهانی در حوزه شهر هوشمند و جایگاه شهرداری ها در پیاده سازی آن،سیزدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات نوین مدیریت و حسابداری در ایران،تهران.
[9] سلگی، ناصر و قلیزاده پاشا، لیلا،1401،بررسی تجارب جهانی در باب شهر هوشمند،نهمین همایش ملی مطالعات و تحقیقات نوین در حوزه علوم جغرافیا، معماری و شهرسازی ایران،تهران.
[10] معاونت توسعه فناوری و ساخت مدیریت تحقیق و توسعه، (1396). شهر هوشمند. شرکت گروه سرمایه گذاری مسکن (سهامی عام)، پاییز 1396، صص 13-1.
[11] کمانداری، محسن، و رهنما، محمدرحیم. (1396). ارزیابی شاخص های شهر هوشمند در مناطق چهارگانه شهر کرمان. فضای جغرافیایی، 17(58)، 209-226.
[12] نجفی، میعاد و عیدی، علی و پرمیان، میلاد،1396،بررسی تجارب جهانی شهر هوشمند در کشورهای توسعه یافته،اولین کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی درعلوم و مهندسی،مشهد،
[13] رجبی جورشری مجید، امیر عضدی طوبی، سرور رحیم، توکلی نیا جمیله.(۱۴۰۲). ارزیابی تحقق شهر هوشمند با تاکید بر رویکرد کیفیت زندگی شهری. مورد مطالعه: منطقه ۲ شهر تهران. تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی ۲۳ (۷۰) :۵۰۴-487.
[14] طیرانی راد، احسان و حسینی سنو، سیدامین،1397،ابعاد طرح های ارایه شده برای ایجاد شهر هوشمند در تجارب بین المللی،دومین کنفرانس ملی کامپیوتر، فناوری اطلاعات و کاربردهای هوش مصنوعی،اهواز.
[15] شربتدار، موسی، کاهانی، محسن، جوادی، وحید، قهرمانی، علی، طالبیان، حمید، طیرانی راد، احسان، گنجی بیدمشک، الفت. 1394. مطالعه تطبیقی شهرهای هوشمند آمستردام، بارسلون و نیویورک و درآمدی بر مطالعات سند شهر هوشمند مشهد. هشتمین کنفرانس نظام اداری الکترونیکی، تهران.
[16] ضابطیان طرقی، الهام. (1402). برنامه ریزی شهری ویژه در جهت نیل به شهرهای هوشمند در ایران (مبتنی بر بهترین تجارب جهانی و نیازسنجی بازیگران شهر هوشمند). فصلنامه علمی پژوهشی مدیریت شهری و روستایی، شماره71، تابستان 1402، صص 22-7.
[17] https://catalonia.com.
[18] www.checkpointtravel.se
[19] wallpapercave.com
[1] Urban Sprawl
[2] Real-time
[3] Bellwether City





