به گزارش رویکرد کیش، مناطق آزاد در سراسر جهان امروز به مثابه «پایلوت اقتصادی» کشورها شناخته میشوند؛ جایی که دولتها با کاهش موانع اداری و مالی، ایجاد زیرساختهای مدرن و تدوین قوانین شفاف، سرمایهگذاران داخلی و خارجی را جذب کرده و اقتصاد ملی را به بازارهای جهانی پیوند میزنند. تاریخچه این مناطق نشان داده که موفقیت در آنها میتواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد.
نمونه بارز این تحول در شرق آسیا رقم خورد؛ شنزن چین که در سال ۱۹۸۰ تنها دهکدهای کوچک بود، امروز به یکی از بزرگترین مراکز فناوری جهان بدل شده است. شهری که برندهای بزرگ و نوآورانهای چون هواوی و تنسنت در آن شکل گرفتند و میلیونها شغل پایدار ایجاد شد. در خاورمیانه نیز، منطقه آزاد جبلعلی در دبی توانسته با بهرهگیری از قوانین ساده و ارتباط قوی با بازارهای جهانی، بیش از هفت هزار شرکت بینالمللی را جذب کند و نقش تعیین کنندهای در تثبیت جایگاه امارات به عنوان هاب تجارت منطقهای ایفا کند. در کره جنوبی، منطقه آزاد اینچئون با تمرکز بر لجستیک و خدمات مالی به حلقهای کلیدی در اقتصاد شرق آسیا تبدیل شده و سنگاپور، با مناطق آزاد پیشرفته و سیاستهای هوشمندانه، امروز نه تنها مرکز تجارت کالایی بلکه قطب اقتصاد دیجیتال و فینتک در جهان معرفی می شود.
در چنین چشماندازی، منطقه آزاد کیش نیز از موقعیتی برخوردار است که کمتر منطقه آزادی در جهان به آن دسترسی دارد. قرار گرفتن در قلب خلیج فارس، نزدیکی به مسیرهای اصلی کشتیرانی، برخورداری از فرودگاه بینالمللی و اسکلههای مجهز، زیرساختهای گردشگری ممتاز و معافیتهای قانونی ویژه، همگی عواملی هستند که این جزیره را مستعد ایفای نقشی مشابه شنزن یا جبلعلی کرده است. با این حال، آنچه در عمل در کیش رخ داده، فاصلهای جدی با این ظرفیتها دارد.
واقعیت آن است که فعالیتهای اقتصادی در کیش بیش از آنکه بر توسعه صادرات، تولید صنعتی یا جذب فناوریهای نوین متمرکز باشد، عمدتاً در حوزه واردات کالا، گردشگری محدود و تجارت پراکنده خلاصه شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بروکراسی پیچیده، نبود ثبات در قوانین، ضعف زیرساختهای حملونقل و همچنین ناتوانی در جذب سرمایهگذاران خارجی، مهمترین دلایل عقبماندگی کیش نسبت به رقبای منطقهای و جهانی است.
این مقایسه زمانی آشکارتر میشود که دبی را در کنار کیش قرار دهیم. دبی با منطقه آزاد جبل علی، خود را به شاهراه تجارت خاورمیانه بدل کرده است، در حالی که کیش هنوز نتوانسته از ظرفیتهای مشابه بهره ببرد. شنزن با سیاستهای هدفمند به قلب نوآوری جهانی بدل شده، اما کیش هنوز در جستوجوی مدل اقتصادی پایدار است. سنگاپور با تمرکز بر اقتصاد دیجیتال، به قطب جهانی فینتک تبدیل شده، اما کیش همچنان درگیر محدودیتهای سنتی و ساختارهای ناکارآمد است.
با این حال، همه کارشناسان بر یک نکته تأکید دارند: ظرفیتهای کیش هنوز دستنخورده باقی مانده است. این جزیره میتواند با اصلاح قوانین و ایجاد ثبات در مقررات، ارتقاء زیرساختهای حمل و نقل و مالی، تمرکز بر صادرات و صنایع دانشبنیان و اتصال واقعی به شبکههای جهانی تجارت، به همان جایگاهی برسد که شنزن، جبلعلی یا سنگاپور در آن ایستادهاند.
کیش در نقطهای سرنوشتساز ایستاده است. آینده آن وابسته به این است که آیا سیاستگذاران و مدیران مناطق آزاد حاضر هستند این جزیره را از «حاشیه امن واردات» خارج کرده و به «خط مقدم توسعه ملی» ارتقاء دهند یا خیر. انتخاب میان ماندن در وضعیت موجود یا جهش به سمت آیندهای جهانی، همان انتخابی است که سالها پیش چین، امارات و سنگاپور انجام دادند و امروز ثمراتش را در اقتصاد جهانی میچینند.
گزارش: مجتبی سلطانی
