نگاه تازه ای که مخاطب از برخی انتصابات سطح کشور این روزها پیدا میکند، نه نگاهی به سوی پیشرفت و کارآمدی است، بلکه نگاهی به سوی عدم جدیت در انتصابات و ضعف در نظارت بر عملکرد است. این “نگاه تازه” ممکن است باعث بیاعتمادی عمومی به سیستم انتصابات و کارآمدی مدیران شود. نکته کلیدی و برجسته ترین موضوعی که در گزارش پیش رو به آن اشاره شده است، جریان سازی خبری رزومههای پیشین فرد است.
این مهم نشان میدهد که رسانهها (یا حداقل بخشی از جریان سازی رسانهای) به جای تمرکز بر “نقش و وظایف آتی فرد در پست جدید و انتظارات عملکردی از او”، صرفاً به معرفی سوابق گذشته میپردازند. این رویکرد، به خودی خود اقدام شایسته ای است، اما وقتی این مهم به یک جریان رسانهای مبتنی بر رزومهسازی تبدیل میشود، پیامی را به افکار عمومی منتقل میکند که سوابق فرد مهمتر از عملکرد آتی او می باشد.
به گزارش رویکرد کیش، رسانه ها باید پس از اطلاع رسانی انتصاب، به طور مستمر وظایف و مسئولیتهای تبیین شده را از مسئول جدید پیگیری و از او در مورد نحوه اجرای وظایف تبیین شده در حکم انتصابش مطالبه گری و نتایج حاصله را پرسشگری کنند. عدم وجود پرسش و پاسخ، نشاندهنده ضعف در سیستم پاسخگویی است. یک مسئول باید در هر مقطع زمانی، آماده ارائه گزارش عملکرد و پاسخ به سوالات در مورد وظایف خود باشد.
این گزارش تاکید می کند که چرخه ادامه دار رزومهسازی در برخی انتصابات بدون هیچ ارائه گزارشی در راستای وظایفی که در حکم ابلاغ شده آمده، به قوت خود باقی است. اگر گزارشی در مورد اجرای وظایف ارائه نشود، یعنی هیچ مکانیزم ارزیابی عملکردی وجود ندارد. در واقع بدون ارزیابی، نمیتوان نقاط قوت و ضعف را شناسایی کرد.
وقتی مسئولیتپذیری و پاسخگویی از بین میرود، زمینه برای ناکارآمدی، اهمال و حتی فساد اداری فراهم میشود. مدیران میدانند که عملکردشان مورد پرسش قرار نخواهد گرفت، بنابراین انگیزهای برای تلاش حداکثری نخواهند داشت.شخص بعدی پس از مدتی جایگزین مسئول فعلی میشود. برخی مواقع این بیثباتی مدیریتی، به دلیل عدم ارزیابی و گزارشدهی، مانع از شکلگیری برنامههای بلندمدت و استراتژیک میشود و هر مدیر جدید، ممکن است از نو شروع کند و برنامههای قبلی را نادیده بگیرد. این خود اتلاف منابع و زمان است.
