به گزارش رویکرد کیش به نقل از تابناک،در ماههای اخیر، دولت اقدام به اصلاحاتی جزئی در قیمتگذاری بنزین کرده؛ موضوعی که پس از سالها توقف در سیاستهای انرژی، بار دیگر توجه افکار عمومی و مجلس را به خود جلب کرده است.
شما بهویژه به دلیل فعالیت گستردهتان در کمیسیون انرژی مجلس، در موضوعات مرتبط با این حوزه بسیار فعال و شناختهشده هستید. نکاتی که مطرح میکنید و پیگیریهایی که انجام میدهید، از جمله نامهنگاریهای متعدد با وزرا و شخص رئیسجمهور، باعث شده است نقش مؤثری در پیشبرد مباحث حوزه انرژی داشته باشید. پس از سالها، بالاخره اقدامی در حوزه بنزین صورت گرفته و چند روزی است که دولت طرح خود را برای ایجاد تغییراتی در قیمتها آغاز کرده است. تحلیل شما در این خصوص چیست و ثانیاً چه شد که در نهایت به این نقطه رسیدیم که لازم دیدیم اصلاحی در قیمتها انجام دهیم؟
واقعیت این است که اولاً اصل موضوع، یعنی اینکه دولت از حالت بیعملی خارج شده و بالاخره اقدامی را طراحی و آغاز کرده، قابل تقدیر است. اما من اعلام کردهام که این تغییر، تغییری ناکارآمد و ناقصی است؛ از این جهت که کمفایده و پرهزینه محسوب میشود. به نوعی میتوان گفت شاید بهتر بود دولت به جای تمرکز صرف بر قیمت، یک تحول اساسی به نفع مردم انجام میداد و از نگاه صرفاً قیمتی خارج میشد. اقدامی که اکنون انجام شده، از این جهت که بخواهد قیمت را اصلاح کند، با محدودیتهای جدی مواجه است.
برای مثال، این اقدام تأثیر چندانی بر کاهش مصرف یا کاهش قاچاق نخواهد داشت، زیرا فاصله قیمتها با قیمتهای کشورهای اطراف یا با قیمتی که بتواند بر کاهش مصرف اثرگذار باشد، بسیار زیاد است. عملاً دولت نیز به دلیل تقاطعهای اجتماعی، امنیتی و فشارهای تورمی سنگین، قادر به اجرای مؤثر آن نیست. برخی معتقدند که حتی در همین فاصله زمانی اعلام تا اجرا، اثرات این سیاست به دلیل تورمی که ایجاد شده، عملاً خنثی شده است. به نظر میرسد سیاستهای قیمتی، با توجه به شرایط فعلی کشور، بهتنهایی پاسخگو نیستند و حتماً باید در این حوزه به سمت سیاستهای غیرقیمتی حرکت کرد؛ از جمله ساماندهی یارانهها، توزیع عادلانه، خارج کردن یارانه از شبکه تولید تا پیش از رسیدن به مصرفکننده نهایی و مبارزه با قاچاق از روشهای مختلف. این موارد سیاستهایی است که انتظار میرفت دولت دنبال کند، اما در این طرح دیده نمیشود. سیاست قیمتی اتخاذ شده بسیار ضعیف و عملاً غیرمؤثر است. تنها اثری که ممکن است داشته باشد، در حوزه درآمدی دولت است؛
بهطوریکه خود دولت برآورد کرده است در سه تا چهار ماه پایانی سال حدود ۵ هزار میلیارد تومان درآمد اضافی ایجاد میشود که عدد قابل توجهی در مقیاس کل بودجه کشور نیست که دولت اعلام کرد در کالا برگ بکار گرفته میشود و صرفاً میتواند در حوزه بودجه مسکنی موقتی باشد. همچنین اثر محدود و اندکی نیز در ساماندهی کارتهای جایگاه خواهد داشت. به هر حال، قیمت کارت جایگاه با نرخ دوم پیشتر یکسان بود، اکنون افزایش یافته و برخی متقاعد شدند که استفاده از کارت شخصی را به کارت جایگاه ترجیح دهند. در حالی که در قانون بودجه و قانون برنامه هفتم، درباره سیاستهای غیرقیمتی بهطور مفصل بحث شده و احکام مهمی نیز در این زمینه وجود دارد. اعتراض ما این بود که چرا دولت از این مسیر شروع نکرد و سادهترین راه، یعنی تغییر قیمت، را انتخاب کرد. البته این اقدام اشکالاتی از منظر عدالت نیز داشت که در حال اصلاح آن هستند، از جمله موضوع خودروهای نو که گفته شده خودروهای با قیمت کارخانه زیر یک میلیارد تومان مثلا سهمیه آن ها محفوظ خواهد ماند.
البته بنده سه سال پیش خودروی خود را با قیمت ۳۵۰ میلیون تومان خریداری کردهام و در حال حاضر از قیمت آن اطلاعی ندارم، اما ممکن است با این قیمت هم خودرو موجود باشد.
اصل ماجرا این است که این مدل سیاستگذاری، یک سیاستگذاری کامل نیست. ما پیشتر اعلام کرده بودیم که در حوزه بنزین، نخستین موضوع این است که همانند برق و گاز که تقریباً به کد ملی متصل هستند، پس از تکمیل انشعابات و ایجاد کنترل هوشمند، بتوان از طریق پرداختها مشخص کرد که چه کسی در حال استفاده از چه انشعابی است. تمامی مردم و خانوارها چه مستاجر و چه صاحبخانه به برق و گاز دسترسی دارند و کد پستی، کد ملی و انشعاب میتواند به یکدیگر متصل شود و زمینه آن نیز فراهم است. اما در حوزه بنزین، این امکان وجود ندارد، زیرا همه مردم خودرو ندارند. خودرو انشعاب مجازی بنزین است یک کالای مجاز است و بنزین نیز به آن وابسته است. نزدیک به ۵۰ درصد خانوارهای کشور فاقد خودرو هستند. بنابراین، سیاستی که در حوزه برق بهطور خاص دنبال شده و از نظر فنی پیشرفتهتر نیز هست، در حوزه بنزین قابل اجرا نیست. نمیتوان الگوی مصرف تعیین کرد که مصرف زیر الگو یارانهای باشد و مصرف بالای الگو به صورت پلکانی مشمول افزایش قیمت شود. دلیل آن این است که خانوارهای نیازمندتر و طبقات پایین جامعه که بعضا فاقد خودرو هستند، در هر مدلی که مبتنی بر خودرو طراحی شود، هیچ نفعی برای خانواده های فاقد خودرو ندارد و عملا آنها متضررند و ذینفع نیستند. بر اساس آمار سامانه رفاهی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، که همان سامانه هدفمندی یارانهها است، حدود ۴۷ درصد خانوارهای کشور فاقد خودرو هستند. این عدد ممکن است با جابهجایی خانوارها تغییر کند، اما حدوداً بین ۴۳ تا ۴۷ درصد و در مجموع بالای ۴۰ درصد و نزدیک ۵۰ درصد خانوارها خودرو ندارند. بنابراین، عملاً هر سیاستی که در حوزه توزیع یارانه انجام شود، به ضرر طبقات محروم خواهد بود و افزایش قیمت، این طبقات را متضرر میکند و کاهش قیمت نیز آنها را منتفع نمیسازد، زیرا فاقد خودرو هستند و طبقات دارای خودرو را منتفع می سازد به همین دلیل، سیاست قیمتی اساساً نمیتواند پاسخگو باشد. ما معتقد بودیم و اعلام کردیم که بنزین از جهت یارانه نیز باید مبتنی بر کد ملی توزیع شود، گام اول این اقدام در بودجه سال ۱۴۰۴ برداشته شد. در این بودجه مقرر شد که برای خودروها، سهمیهها از طریق کارت هوشمند سوخت تسویه شود و سهمیه یارانهای به حساب بانکی صاحب خودرو واریز شود. منظور از کارت بانکی، همان حساب بانکی متصل به کد ملی بود. با تأخیر بسیار زیاد، دولت آییننامه مربوطه را تصویب کرده و تا زمان اجرای آن، عملاً به پایان سال نزدیک میشویم.
البته این موضوع در الزامات بودجه سالهای بعد نیز درج شده و خوشبختانه شورای نگهبان آن را تأیید کرده و به قانون تبدیل شده است. اکنون دولت موظف است هر سال سهمیهای را برای انتقال مشخص کند، زیرا ما تأکید کرده بودیم که زیرساخت آن باید آماده شود. در بودجه سال ۱۴۰۴، فرآیندی پیشبینی شده است تا بتوان سهمیه حدود بیست و چند میلیون خودرو را به حساب بانکی صاحبان خودرو که به کد ملی متصل است منتقل کرد. این اقدام مهم، خوشبختانه به قانون تبدیل شده است. این کار کمک میکند که با اتصال به کد ملی، اولاً مشخص شود چه کسانی بنزین مصرف میکنند و شفافیت ایجاد شود، و ثانیاً از قاچاق و انحرافات سوخت، جایگاهها و کارتهای سوخت جلوگیری شود. در حال حاضر، برخی کارتهای سوخت خودروهای تهران، شیراز، تبریز و اصفهان در مناطقی مانند بندرعباس و سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار میگیرند که این مسئله عمدتاً در حوزه گازوئیل مشاهده میشود. البته بنزین نیز شامل این مسئله میشود. در برخی جایگاهها، بر اساس آمارهایی که در اختیار داشتیم، مشاهده شده است که یک کارت در یک ماه بالغ بر یک میلیارد تومان تراکنش در پمپ بنزین داشته و مشخص نیست این تراکنشها دقیقاً برای چه منظوری انجام شده است؛ آیا بنزین خریداری شده، یا پولشویی صورت گرفته، یا جابهجایی طلا انجام شده است. این ابهام به دلیل آن است که مشخص نبوده چه کسی در حال مصرف سوخت بوده است. حدود ۴۳ درصد سوخت با کارت جایگاه مصرف شده است، در حالی که مصرفکننده آن مشخص نیست. حتی در صورتی که پرداخت با کارت بانکی انجام شود، تازه امکان شناسایی پس از آن فراهم میشود و اگر پرداخت به صورت نقدی انجام شود، عملاً هیچ چیزی قابل شناسایی نخواهد بود. به همین دلیل، ما تأکید کردیم که این اقدام انجام شود. با اجرای این کار، شفافیت ایجاد میشود و امکان برنامهریزی برای آینده فراهم خواهد شد. از سوی دیگر، دولت نیز ایدهای درباره سهم انرژی خانوار دارد که این مدل و زیرساخت میتواند به اجرای آن کمک کند.
از منظر عدالت در توزیع یارانهها نیز، این رویکرد میتواند در آینده کمک کند تا بتوان سهمیه را بهصورت عادلانه به خانوارها تخصیص داد به جای آنکه خودرو داده شود. ایده اساسی که ما دنبال میکردیم و در برنامه هفتم نیز بهصورت کلی به آن اشاره شده است، این بود که از همین مدل آغاز شود؛ یا اینکه یارانه به انتهای زنجیره و پیش از مصرفکننده نهایی منتقل شود، که در بودجه در بند ذال تبصره ۳ بودجه ۱۴۰۴ آن را آوردیم. که در مورد گازوئیل است و درباره بنزین نیز قابل اجرا می باشد. در حال حاضر یکی از مشکلاتی که در حوزه قاچاق وجود دارد این است که برخی افراد پیشنهاد میکنند برای هر جایگاه پلیس مستقر شود، یا برای جایگاهها دوربین نصب شود، یا برای خودروهای بزرگ، یعنی تانکرهای حامل سوخت، تجهیزاتی مانند ارتفاعسنج نصب شود. این پیشنهادها از آن جهت مطرح میشود که قیمت سوختی که در زنجیره توزیع جابهجا میشود بسیار پایین است و احتمال وسوسه شدن فردی که مسئول حمل سوخت است برای انحراف از مسیر و فروش آن با قیمت بسیار بالا، زیاد است. این احتمال بسیار بالاست. اگر قیمت در زنجیره واقعی شود، یعنی سوخت با همان قیمت پالایشگاه در زنجیره توزیع منتقل شود تا به جایگاه برسد، و در جایگاه زمانی که منِ مصرفکننده خرید میکنم، دولت یارانه را تسویه کند، مسئله حل خواهد شد. بهعنوان مثال، فرض کنید پنج هزار تومان، که بالاترین نرخ فعلی بنزین در جایگاه است، از مصرفکننده دریافت شود. قیمت پالایشگاه چقدر است؟ خودشان اعلام میکنند حدود پنجاه هزار تومان است؛ که در مصوبه گفته شده حدود ده درصد قیمت پالایشگاه پرداخت میشود. فرض را در نظر میگیرم که درست است حال اگر پنجاه هزار تومان در زنجیره توزیع شود، زمانی که من خرید میکنم، پنج هزار تومان آن را من پرداخت میکنم و چهل و پنج هزار تومان آن را دولت به جایگاهدار پرداخت میکند. برای من هیچ تغییری ایجاد نمیشود؛ یعنی اینگونه نیست که برای من گران شود یا من مجبور باشم پنجاه هزار تومان پرداخت کنم. اگر این تفاوت در زمان خرید تسویه شود، دیگر از انحراف در طول زنجیره جلوگیری خواهد شد. این را در قانون آوردیم برای گازوئیل این اتفاق بیافتد چه در جایگاهها برای خودروهای سنگین و چه برای نیروگاهها.
قانون هست و آیین نامه بسیار کند پیش می رود و آیین نامه ای در دولت تصویب شد درباره بارگیری در مسیری که دارای بارنامه است و سوختگیری در مسیری که قرار است طی شود،
در قانون برنامه هفتم پیشبینی شده است که با صدور یک بارنامه الکترونیکی برای یک کامیون یا تریلر که مسیر مشخصی، مثلاً از بندرعباس به تبریز، را طی میکند، این خودرو فقط بتواند در جایگاههای واقع در طول همان مسیر سوختگیری کند. این موضوع کاملاً قابل اجراست، زیرا مسیر در بارنامه مشخص شده است. حتی اگر دو مسیر مجاز تعریف شده باشد، تمام جایگاههای آن مسیرها میتوانند به این خودرو سوخت بدهند؛ اما اگر خودرو به همدان برود، امکان سوختگیری نداشته باشد و اگر به مسیر دیگری برود نیز امکان سوختگیری نداشته باشد. بهعنوان مثال، در استان سیستان امکان سوختگیری نداشته باشد. بر اساس آماری که بهصورت تقریبی به دست آوردهام در حوزه حملونقل باری حدود ۵۰ درصد انحراف از مسیر وجود دارد؛ یعنی مسیر راهنمای الکترونیکی صادر میشود، اما خودروها از مسیر تعیینشده منحرف میشوند. در این صورت، این سوخت به کجا میرود؟ در بخش حملونقل مسافری نیز حدود ۳۰ درصد انحراف مسیر وجود دارد. برای این موضوع نیز قانون پیشبینی کردهایم که سوختگیری فقط در مسیر مجاز انجام شود، یا همانگونه که عرض کردم، یارانه از طریق اعتبار ریالی در انتهای زنجیره و پیش از مصرفکننده نهایی تسویه شود و قیمت در طول زنجیره بالا باشد. این مدلهای سیاستگذاری، مدلهایی بسیار ساده هستند، کاملاً نرمافزاریاند، نیازی به سختافزار ندارند و پرهزینه نیستند. با تغییر رویکرد و تغییر یک فرمول میتوان جلوی بسیاری از نشتیها و سرقتها را گرفت.
واقعیت این است که از آن ماجرا، تنها یک فریم آن نمایش داده می شود، در حد یک ثانیه، توسط برخی نمایش داده میشود. در آن مقطع که اتفاقات مجلس هفتم رخ داد، بنده نماینده مجلس نبودم و این موضوع را بهصورت پژوهشی مربوط به رشته تحصیلی ام دنبال میکردم. آن تصمیم، واکنشی بود به طرح دولت وقت برای برنامه چهارم توسعه.
در برنامه چهارم، مبانی نظری بهصورت کامل در کتاب مبانی نظری آمده بود و هدف آن این بود که ایران در چارچوب توصیههای نهادهای بینالمللی مانند بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، به سمت حذف قیمتها حرکت کند و عملاً کشور را به سمت تفکر افراطی در جهانیسازی قیمتها ببرد؛ تفکری که اساساً با واقعیتهای اقتصادی کشور ما متناسب نبود. مجلس وقت، در واکنش به این ایده و برای جلوگیری از اجرای آن، قیمتها را برای یک سال و صرفاً در قالب بودجه یکساله تثبیت کرد. یعنی آن تصمیم، تصمیمی یکساله بود. پس از آن نیز، همان تفکر و همان جریان که در مجلس هفتم حضور داشت، در مجلس بعدی که ادامه همان مسیر بود، قانون هدفمندسازی یارانهها را به تصویب رساند. اگر متن این قانون مطالعه شود، مشخص است که بهصورت شستهرفته گفته شده طی یک برنامه پنجساله برخی قیمتها بهصورت تدریجی افزایش پیدا کند. این سیاست قیمتی تدریجی درست که عددی نسبت به قیمت های صادراتی و جهانی ما که آن هم کامل نبود بلکه برای بخشهای مختلف، اعدادی در حدود ۷۵ درصد یا ۹۰ درصد تعیین شده بود.
همچنین مقرر شده بود که درآمدهای حاصل از این افزایش قیمتها به سمت توسعه زیرساختها، شبکه حملونقل، یارانه نقدی و یارانه غیرنقدی هدایت شود و در نهایت به توسعه فرایندهای صنعتی کشور کمک کند. اگر این مدل هدفمندسازی یارانهها، که در ادامه همان تفکر اولیه بود، بهدرستی اجرا میشد، امروز با این مشکلات مواجه نبودیم. با این حال، دولتها معمولاً به دنبال سادهترین راهحل میروند و توجه نمیکنند که افزایش ناگهانی قیمتها چه آثار منفی و شدیدی بر طبقات محروم جامعه میگذارد؛ همان اتفاقی که در سیاست تعدیل اقتصادی دولت آقای هاشمی رخ داد. در آن زمان نیز گفته شد که چرخ دنده های توسعه است و ممکن است عده ای در زیر این چرخ دنده ها آسیب ببینند. در بودجه سال هم خرید تجهیزات ضد شورش را اضافه کرده بودند اتفاقاتی که افتاد تا ۴۹ یا ۵۰ درصد افزایش داده بودند. ما اکنون درباره تورم بالای ۴۰ درصد صحبت میکنیم یه تجربه ای قبلا داشتیم و گفتند توسعه باید افزایش پیدا کند و عده ای ممکن است زیر چرخ های توسعه آسیب ببیند و برای طبقات محروم نباید عدالت را فدا کنیم. تثبیت قیمتها، واکنشی به همین تفکر ضدعدالت بود. در ادامه، راهحل اساسی، هدفمند کردن یارانهها مطرح شد، اما هیچ دولتی آن را بهطور کامل اجرا نکرد. از زمان تصویب این قانون تاکنون، عملاً این قانون جزو قوانین معطلمانده بوده است. در برنامه ششم توسعه نیز بر اجرای آن تأکید کردیم و از نظر من آن مشاهده صرف آن بخش ظلم به آن جریان است چرا که تنها مقطعی از آن فیلم نمایش داده میشود و بخشهای قبل و بعد آن، عملاً در یک فرایند پروپاگاندای رسانهای حذف شدهاند.
اما دولت قیمت بالاتری را اعلام کرده…
