دلیل اصلی این رویکردهای سلیقهای و غیرحرفهای، غفلت و بیتوجهی متولیان امر می باشد که مسئول رسیدگی به چنین ناهنجاریهایی در این حوزه هستند. رسانههایی وجود دارند که بر اساس رسالت تبیینشده خود، با هزینههای شخصی نقش مؤثری در حوزه اطلاعرسانی و مسئولیتهای اجتماعی ایفا میکنند. اما متأسفانه در مقابل شاهد هستیم که برخی از “رسانههای گزینشی” مبالغ هنگفتی را بدون هیچ شاخص تعریف شده ای دریافت کرده و این رسانههای متعهد از آن محروم هستند.
به گزارش رویکرد کیش، باید بر این امر مهم متذکر شد که فعالیت رسانهای، انتخابی و تحمیلی نیست؛ فردی که به این عرصه ورود پیدا میکند باید از پشتوانه مالی کافی برخوردار باشد تا بتواند نقشی مؤثر در حوزه اطلاعرسانی ایفا کند. اما زمانی که حمایتهای مالی در قالب حمایت از رسانه ها به افراد غیر حرفه ای اختصاص پیدا می کند که حتی صلاحیت خبرنگاری هم ندارند، کلیت موضوع را زیر سؤال می برد.
اگر حمایت مالی از رسانهها در دستور کار مجموعههای دولتی قرار دارد، چرا این حمایتها؛ سلیقهای و غیرحرفهای عمل میشوند؟ چرا هر سال در روز خبرنگار، چالشها و مشکلات عنوان میشود و با یک وعده ناتمام به سال و روز خبرنگار دیگر موکول می شود؟ دوباره این چرخه ادامه دار تا سال دیگر و وعده های نا تمام چراغ راهی برای غیر حرفه های حوزه اطلاع رسانی به قوت خود باقی می ماند.
یکی از اصلیترین دلایل این معضل، فقدان شاخصهای ارزیابی فعالیت اصحاب رسانه برای برخورداری از حمایتهای مالی است. در غیاب چنین معیارهایی، نه تنها با توزیع ناعادلانه حمایتها مواجه هستیم، بلکه محتواهای اطلاعرسانی نیز هدفمند به سمت “محتوای دستوری” سوق داده شدهاند. این نوع محتوا، که در قالب نقل قولهای کلامی فاقد اصالت، روح و خلاقیت است، در گذر زمان نمیتواند به عنوان منبعی قابل استناد مورد استفاده قرار گیرد.
وضعیت پیشرو، ضمن ایجاد شکاف جدی در اصالت خبرنگاری، منجر به جابهجایی جایگاه و شان خبرنگاران واقعی با “خبرنگاران گزینشی” شده است. در بسیاری از موارد، شاهد هستیم که افراد به جای ایفای نقش یک خبرنگار تخصصیمحور و حرفهای که گزارشهای خبری و تحلیلی در حوزههای مختلف جامعه ارائه میدهد، بیشتر نقش یک “فعال تبلیغاتی” را برعهده گرفتهاند. این امر متأسفانه به کاهش سطح حرفهایگری در صنف رسانه دامن زده است.
حمایتهای بیضابطه و سلیقهای، علاوه بر تولید “محتواهای دستوری”، به کوتاهی در تخصصیسازی رسانهها و فعالیت تولید محتوای اطلاعرسانی نیز منجر شده است.
با یک نظارت سطحی میتوان به عمق معضلات ناشی از گزینشی شدن رسانهها پی برد. این روش که سالیان سال با رویکرد غیرحرفهای و سلیقهای به یک رویه غلط و بیاثر تبدیل شده و صرفاً تکرار و کپی دادههای خبری را به دنبال دارد، بیشک منجر به بیاعتمادی مخاطبان و “محتوازدگی” خواهد شد. در این میان، نهادینه شدن این تفکر غلط، آسیبهای جبرانناپذیری به بیتالمال وارد میکند.
فعالیت رسانهای یعنی مطالبهگری؛ این مطالبهگری نیازمند اقدامات اصلاحی و تغییر رویکرد برای بهبود وضعیتی است که سالها به رویهای بیضابطه منجر شده است. چگونه میتوان انتظار داشت که در غیاب تخصصگرایی و توجه به صلاحیتهای حرفهای خبرنگاری، افرادی که صرفا با عنوان “خبرنگار دستوری” در اختیار سیستمها قرار میگیرند، تحولی در حوزه اطلاعرسانی ایجاد کنند؟ این افراد که فاقد توانایی تحلیل داده و واکاوی عمیق مسائل جامعه هستند، نمیتوانند به بیان واقعیتها در چارچوب صحیح گزارشنویسی خبری بپردازند.
انتظارات واهی نه تنها عدم تحقق شفافیت در حمایت از رسانهها را به وضوح نشان میدهد، بلکه به شکلی تثبیتشده به یکی از راهبردهای اطلاعرسانی در عرصه رسانه تبدیل شده است. این چرخه معیوب، نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاریها و رویکردها به منظور احیای جایگاه واقعی و حرفهای رسانه است.
