به گزارش رویکردکیش،آیا کارکنان جزیره کیش بر اساس تورم و اعمال مالیات هایی که باعث شده چندین بار از یک حقوق دریافتی متحمل پرداخت مالیات شوند متناسب با تورم روز جامعه در نظر گرفته شده است؟ پاسخ این پرسش بسیار ساده است. خیر!!! حتی سقف حقوق پرداختی نیز پایین تر از تورم روز جامعه تعیین شده و یک فشار واقعی بر جامعه کارکنان تحمیل می شود.
اما پرسش اصلی فراتر از یک رقم مالیاتی است: فلسفه ایجاد مناطق آزاد چه بود؟ امتیازاتی که قرار بود جذابیت اقتصادی و رفاهی این مناطق را تضمین کند، در زندگی روزمره مردم جزیره کیش تا چه اندازه محسوس است؟ آیا در کنار تبعیض و ناعدالتی که وجود دارد کارکنان توان مدیریتی زندگی خود را دارند؟ آیا متولیان مربوطه آسیب شناسی در این زمینه انجام داده اند؟ معیار سنجش و پاسخگویی به نیازهای جامعه تا چه حد در دستور کار قرار گرفته است؟
کیشوند شاغل که از درآمد ماهانه خود مالیات میپردازد و سپس هنگام خرید کالا یا دریافت خدمات، بار دیگر مالیات بر ارزش افزوده را در فیش خود میبیند، بهدرستی میپرسد: سهم واقعی من از مزیت منطقه آزاد کجاست؟
روشن است که بیان موضوعات و مشکلات پیش رو، مخالفت با پرداخت مالیات قانونی نیست. هیچ کس به دنبال فرار از تکلیف قانونی نیست؛ بلکه بحث اصلی بر سر این است که آیا سازوکار فعلی مالیات بر مصرف، برای منطقهای با ویژگیهای خاص اقتصادی، گردشگری و جغرافیایی همچون کیش، نیازمند بازنگری و بررسی کارشناسی نیست؟ آیا مالیات های کسر شده از حقوق کارکنان در خود جزیره هزینه می شود؟
شاید زمان آن رسیده باشد که مسئولان اقتصادی، در کنار پیگیری افزایش درآمدهای مالیاتی، به قدرت خرید مردم، هزینههای معیشتی، رونق گردشگری و تحقق وعدههای نخستین مناطق آزاد نیز توجهی ویژه داشته باشند.
قرار بود «مزیت منطقه آزاد بودن» زندگی را در جزیره پذیراتر و ملموستر کند. پرسش امروز مردم اما این است: این مزیت در فیش خرید روزانه ما کجا دیده میشود؟
