به گزارش رویکرد کیش، مجتبی طاهریان فرد در این یادداشت با اشاره به شرایط بسیار سخت و رویکردهای سلیقه ای حاکم در برخی از حوزه های مدیریتی چنین عنوان می کند که بر اساس روایت های مردمی و بررسیهای انجام شده؛ شمار زیادی از کارکنان، به دلیل علاقه شخصی به محل کار خود و نیاز مبرم به حقوق ماهیانه برای امرار و معاش، ناچار به ادامه فعالیت در برخی از سیستمهایی هستند که با رویکردهای غیرحرفهای، به سمت فرسایشی شدن و بیپاسخگو بودن حرکت میکنند.
فشار روانی در چنین ساختارهای مدیریتی نه تنها از سختی کار کمتر نیست، بلکه پیچیدگیهای اداری، تبعیض و ناعدالتی، روح و روان افراد را بیش از پیش فرسوده میسازد؛ اثراتی که بهناچار در بطن جامعه نیز می توان با نگاهی زیرکانه مشاهده کرد.
در چنین چرخه مدیریتی، کارکنانی که قصد دیدار با مدیران ارشد را دارند، ابتدا باید از سد «منشیِ خود منشی مقام ارشد یک مجموعه» عبور کنند. در صورت موفقیت، تازه نوبت به منشی اصلی میرسد که خود داستانها و شرایط خاصی دارد. حتی برخی از این منشی ها نگاه بالا به پایین دارند و در نهایت این رویه، ملاقات با مدیران ارشد را به سفری دشوار و پر از موانع تشبیه می کند.
گزارشها حاکی از آن است برخی مسئولان دفاتر، با تکیه بر نفوذ شخصی و جایگاه موروثی، رویکردهای فردمحور و سلیقهای را در محیط کاری گسترش داده و فضای تحول و نوآوری را محدود میکنند. این افراد، با بهرهمندی از مزایایی چون خودروی سواری، مسکن رایگان و حقوقهای بالا و…، در حالی از امتیازات ویژه برخوردار می شوند که بسیاری از کارکنان از ابتداییترین امکانات بیبهره هستند و در راهروهای انتظار، برای دیدار با مسوول مربوطه و بیان مشکلات خود، معطل میمانند.
نسخه های مزمن که فرهنگ کاری را تحت تاثیر قرار می دهد و رویکرد نیروهای انسانی را به حوزه مدیریتی تغییر می دهد و تغییری که بی تردید به فرهنگ بیمارگونه ختم خواهد شد و کارشناسان در این زمینه هشدار میدهند؛ تداوم چنین فرهنگ و ساختار ناکارآمدی، مسیر فعالیت هر مجموعه ای را بهسوی شکلگیری یک فرهنگ بیمارگونه سوق می دهد و بهرهوری را به شدت کاهش خواهد داد.
