به گزارش رویکرد کیش، فضای مجازی، با ظرفیت های بی نهایتش برای ارتباط و تعامل، به طور همزمان بستری فراهم آورده که در آن می توانیم به ظاهر متصل شویم، اما در باطن، به صورت عمیق از یکدیگر دور باشیم. این فاصله، نه یک فاصله فیزیکی، بلکه فاصل هایی در عمق روابط و کیفیت تعاملات است.
انزوای پنهان یا خاموش، تجربه ای دردناک و گمراه کننده است، زیرا فرد احساس می کند با ارتباطات احاطه شده، اما همچنان در خلاء عمیق از احساس تنهایی و عدم تعلق غرق است. گسترش این پدیده با فراگیر شدن استفاده از ابزارها و پلت فرم های ارتباطی دیجیتال، موضوعی است که نیاز به تحلیل عمیق و شناخت سازوکارهای آن دارد.
در این گزارش برای درک بهتر پویایی روابط انسانی، چه در دنیای واقعی و چه در فضای مجازی، میتوان رفتار انسانها را در قالب چند الگوی اصلی و متمایز دسته بندی کرد.
شناسایی الگوها، نحوه تعامل ما با دیگران و دریافت نوع کیفیت از این تعاملات را مشخص میکنند:
صمیمیت؛ این الگو، نقطه اوج و آرمان روابط انسانی است. تنها مدلی از ارتباط است که قادر به ایجاد رابطه ای عمیق، پایدار، معنادار و متقابل می باشد. در این حالت، فرد نه تنها به صورت سطحی با دیگران درگیر میشود، بلکه احساس درک شدن، ارزشمند بودن و تعلق عمیق را تجربه می کند.
اثرات مثبت تعامل در این الگو به وضوح و در سطوح مختلف روانی و عاطفی تجربه میشود. افراد در بستر صمیمیت، حمایت عاطفی دریافت کرده، احساس رضایت و خوشبختی بیشتری دارند و تاب آوری آنها در برابر سختیهای زندگی افزایش مییابد.
ولی انزوا تنها الگویی محسوب می شود که نیازمند صرف زمان، انرژی، صداقت و آسیب پذیری بیشتری می باشد. الگویی که نقطه مقابل مستقیم صمیمیت است. در این حالت، فرد منزوی حضور فیزیکی یا مجازی در جمع دارد، اما هیچگونه تعامل واقعی یا معناداری برقرار نمی کند. این صرفا «حضور بدون تعامل» است که به منظور پر کردن زمان یا اجتناب از احساس تنهایی مطلق صورت میگیرد. به طور معمول این نوع حضور با استفاده محتواهای سطحی، بازدید بدون نظر، یا گفتگوهای بسیار کوتاه و بی محتوا همراه است.
فرد در این الگو، احساس قطع ارتباط و نادیده گرفته شدن را تجربه میکند، حتی اگر در جمعی بزرگ حضور داشته باشد. این وضعیت میتواند منجر به تشدید احساس تنهایی و پوچی شود. حالتی بین انزوا و صمیمیت است. در وقت گذرانی، فرد با دیگران گفتگو یا فعالیتهایی انجام میدهد، اما این تعاملات فاقد هدف مشخص، عمق یا پتانسیل برای تعمیق رابطه هستند.
هدف اصلی در این الگو، صرفا پر کردن زمان و اجتناب از احساس ملال یا تنهایی است. پیشرفتی در رابطه صورت نمیگیرد و هیچگونه تعمیق یا تحولی در درک متقابل رخ نمیدهد.
مثال رایج آن، گفتگوهای روزمره و کلیشهای در شبکههای اجتماعی است که صرفا برای رد و بدل کردن اطلاعات یا حفظ ظاهری ارتباط انجام میشود. این الگو شامل رفتارهای قالبی، تکراری و از پیش تعیین شده است.
اما مناسک که در تعاملات اجتماعی رایج هستند. احوالپرسیهای معمول، عبارات تشریفاتی، یا تکرارالگوهای رفتاری که بخشی از عرف اجتماعی محسوب میشوند، در این دسته قرارمیگیرند. اگرچه این رفتارها به حفظ نظم اجتماعی و نشان دادن حضور کمک میکنند، اما فاقد هرگونه عمق واقعی یا تغییر معناداری در کیفیت روابط هستند. فرد در این حالت،مانند اجرای یک نقش، رفتار میکند بدون آنکه احساس واقعی یا درک عمیقی از طرف مقابل داشته باشد.
این الگو زمانی بروز میکند که افراد برای فعالیت هدفمند رسیدن به یک هدف مشترک مشخص، با یکدیگر همکاری دارند. این هدف میتواند کارگروهی، حل یک مسئله، یا دستیابی به یک نتیجه مشخص باشد.
در این نوع تعامل، تمرکز اصلی بر انجام وظیفه و دستیابی به هدف است و کیفیت رابطه، اگرچه مهم است، اما در اولویت دوم قرار میگیرد. این الگو میتواند پایه و اساس روابط کاری یا پروژهای قوی باشد، اما لزوما به ایجاد صمیمیت عمیق منجر نمیشود.
این الگوها شامل رفتارهای پیچیده، اغلب بازیهای روانی ناخودآگاه، هستندکه در آنها رقابتهای پنهان، تعارفات منفی، دستکاریهای عاطفی، یا تلاش برای اثبات برتری به شیوههای غیرمستقیم وجود دارد. این بازیها انرژی و کیفیت رابطه را به شدت کاهش میدهند و اغلب منجر به احساس نارضایتی، خستگی و حتی دلخوری میشوند. در فضای مجازی، این الگو میتواند خود را به شکل حسادتهای پنهان، مقایسه های اجتماعی مخرب، یا تلاش برای جلب توجه و تایید دیگران به هر قیمتی نشان دهد.
نمونههای رایج در شبکههای اجتماعی:در اینستاگرام:«لایک خاموش» (مشاهده پست بدون هیچگونه تعامل)، اسکرول کردن، بیهدف در فید، مشاهده استوری دیگران بدون پاسخ دادن، ارسال پیام های کلیشهای مانند «خوبی؟» بدون انتظار پاسخ یا ادامه وقتگذرانی:گفتگو، اشتراکگذاری پستهای بیارتباط در استوری فقط برای پر کردن فضا، مقایسه زندگی خود با زندگی دیگران بر اساس پستهای نمایشی، رقابت ناخودآگاه برای جلب بیشترین لایک یا فالوور، انتشار محتوای دو پهلو برای ایجاد سوءتفاهم می باشد.
در تلگرام یا واتساپ: عضویت در گروههایی که در آنها هیچ پیامی ارسال یا دریافت نمیشود (گروههای خاموش)، مشاهده پیامها بدون پاسخ دادن، ترک گروهها بدون اطلاع، ارسال پیامهای تکراری «صبح بخیر» یا «شب بخیر» در گروهها بدون وقت گذرانی: هیچگونه تعامل واقعی، اشتراکگذاری مداوم اخبار و مطالب بدون توجه به علاقه یا نیاز اعضا،پاسخهای قالبی مانند «باشه»، «خوب است»، «ممنون» بدون در نظر مناسک: گرفتن زمینه گفتگو. همکاری در گروههای کاری برای حل یک مسئله مشخص. ارسال پیامهای گروهی برای سرزنش یا تحقیر یک عضو، یا ایجاد فعالیت هدفمند: بازی های روانی: شایعات در گروهها، باید بر این مهم اذعان داشت که فضای مجازی، خود به تنهایی عامل انزوا نیست، اما با ویژگیها و سازوکارهای خاص خود، میتواند انزوای پنهان را تشدید کرده و به آن دامن بزند.
فضای مجازی بستری است که الگوهای موجود در زندگی واقعی را بازتاب و تشدید میکند. اگر فرد در دنیای واقعی درگیر روابط سطحی یا منزوی باشد، فضای مجازی تنها این الگو را تسریع و عمومیتر میسازد.
کلید معکوسکردن این روند، بازگشت آگاهانه به صمیمیت چه آنلاین و چه آفلاین، است.
