به گزارش رویکردکیش، تعطیلی واحدهای تجاری تنها به معنای از دست رفتن اجاره یک واحد نیست؛ بلکه با خالی ماندن غرفهها، جذابیت کل بازار و اعتبار مجموعه کاهش یافته و زنجیرهای از افت ارزش تجاری ایجاد میشود. مدیریت رویامال با این درک، میان «درآمد کوتاه مدت مالکان» و «پایداری بلندمدت بازار» تعادل ایجاد کرده است.
موفقیت این الگو در گرو «تعامل سه جانبه» است: مدیریت حمایت میکند، مالک با پذیرش کاهش موقت درآمد همراه میشود و غرفه داران نیز با تعهد به فعالیت مؤثر، حفظ کیفیت و مشارکت در رونق بازار، این سرمایهگذاری را جبران میکند. در نهایت، بقای مالک، مستاجر و بازار، از یک ریشه مشترک نشات میگیرد.
جواد مطیع الحق، مدیریت مجموعه اداری و تجاری رویامال در جزیره کیش با هدف مقابله با اثرات رکود اقتصادی و کاهش قدرت خرید، سیاست کاهش یا بخشش اجارهبها را برای غرفهداران اجرایی کرد. این تصمیم با هدف جلوگیری از تعطیلی واحدهای تجاری و حفظ رونق بازار اتخاذ شده است. طبق تحلیلها، این اقدام نه تنها یک حمایت از غرفه داران، بلکه راه کاری برای جلوگیری از خالی ماندن واحدها و افت اعتبار تجاری مجموعه است. با این حال، موفقیت این طرح در گرو همراهی مالکان و تعهد غرفه داران به فعالیت مستمر و باکیفیت برای بازگشت رونق به بازار است.
بخشش اجارهبها بدون هزینه نیست. مالکان ممکن است برای درآمد اجاره برنامهریزی کرده باشند و خود مجموعه نیز با هزینههای جاری، نگهداری، خدمات، امنیت و تاسیسات روبهرو باشد. در نتیجه، حمایت از غرفه داران زمانی اثربخش خواهد بود که بهگونهای اجرا شود که پایداری مالی بازار را نیز با خطر جدی مواجه نکند.
منطق اقتصادی این سیاست بر پذیرش یک هزینه محدود و کوتاهمدت برای جلوگیری از خسارتی بزرگتر و بلندمدت استوار است. اگر یک واحد صنفی به دلیل فشار هزینهها تعطیل شود، پیدا کردن بهرهبردار جدید در شرایط رکود ممکن است زمانبر باشد. مالک در این فاصله نهتنها درآمد اجاره را از دست میدهد، بلکه ممکن است برای جذب مستاجر جدید ناچار به ارائه تخفیف بیشتر، دوره تنفس یا قبول هزینههای جانبی شود.
بر همین اساس، کاهش یا بخشش حسابشده اجاره را نمیتوان صرفا زیان مالک تلقی کرد. این تصمیم در واقع نوعی مدیریت ریسک است؛ ریسکی که میان کاهش موقت درآمد از یک سو و احتمال تعطیلی واحدها، افت رونق و کاهش ارزش تجاری مجموعه از سوی دیگر توزیع میشود.
البته موفقیت این الگو به هدفمند بودن آن بستگی دارد. حمایت باید متناسب با شدت رکود، وضعیت واقعی کسبوکارها، مدتزمان مورد نیاز و توان مالی مالکان تعریف شود. بخشش نامحدود و بدون ضابطه ممکن است خود به یک چالش تازه تبدیل شود، اما حمایت زماندار و مبتنی بر شرایط واقعی میتواند تعادل میان منافع طرفین را حفظ کند.
مهمترین شاخص ارزیابی این سیاست، اثر آن بر ماندگاری کسبه و استمرار فعالیت بازار است. بر اساس بازخوردهای مطرحشده از سوی غرفهداران، کاهش فشار اجاره توانسته است بخشی از نگرانیهای مالی آنان را کم کند و امکان ادامه فعالیت را در دوره دشوار اقتصادی فراهم آورد.
در بازارهای تجاری، ماندگاری هر غرفه فعال اثری فراتر از همان واحد دارد. حضور مستمر کسبه باعث میشود تنوع کالا و خدمات حفظ شود، مشتری هنگام مراجعه با واحدهای تعطیل مواجه نشود و تصویر بازار بهعنوان مجموعهای پویا آسیب نبیند. این موضوع بهویژه در مناطق گردشگری اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا گردشگر یا مشتری، رونق مجموعه را بر اساس تعداد واحدهای فعال، تنوع خدمات و کیفیت تجربه حضور خود ارزیابی میکند.
بنابراین، نتیجه این سیاست تنها در میزان اجاره بخشودهشده خلاصه نمیشود. جلوگیری از تعطیلی غرفهها، کاهش خروج کسبه، حفظ اشتغال و تداوم فعالیت بازار از جمله آثار مهمتری هستند که باید در ارزیابی نهایی مورد توجه قرار گیرند.
برای سنجش دقیقتر موفقیت طرح، مدیریت مجموعه میتواند شاخصهایی مانند تعداد واحدهای فعال پیش و پس از اجرا، نرخ تخلیه، مدت خالی ماندن واحدها، میزان فروش، تعداد مراجعهکنندگان و رضایت کسبه و مالکان را بهصورت دورهای مقایسه کند.
رضایت غرفهداران از این سیاست، فقط یک بازخورد مثبت درباره کاهش هزینهها نیست. این رضایت میتواند نشانهای از تقویت اعتماد میان مدیریت و فعالان اقتصادی مجموعه باشد. در شرایط بحرانی، کسبه بیش از هر زمان دیگری عملکرد مدیریت را ارزیابی میکنند و انتظار دارند مشکلات آنان شنیده و در تصمیمگیریها لحاظ شود.
وقتی مدیریت در دوره کاهش فروش بخشی از فشار را میپذیرد، رابطه مالک و مستاجر از یک مناسبات صرفا قراردادی فراتر میرود و به نوعی مشارکت اقتصادی نزدیک میشود. این اعتماد میتواند در آینده به همکاری بیشتر کسبه در اجرای برنامههای تبلیغاتی، ارتقای کیفیت خدمات، رعایت استانداردهای مجموعه و مشارکت در رویدادهای بازار منجر شود.
بااینحال، رضایت باید به شیوهای نظاممند نیز اندازهگیری شود. گفتوگوهای مستقیم، نظرسنجی دورهای، ثبت مشکلات و بررسی میزان تأثیر حمایت بر ادامه فعالیت کسبه میتواند تصویر دقیقتری از نتایج سیاست ارائه دهد.
در نگاه نخست، بخشش اجاره اقدامی حمایتی به نفع مستأجر است؛ اما در یک تحلیل بلندمدت، این سیاست میتواند سرمایهگذاری برای حفظ آینده بازار باشد.
اعتبار یک مرکز تجاری به ساختمان، موقعیت مکانی یا تعداد واحدهای آن محدود نیست. آنچه به بازار هویت میدهد، حضور کسبه فعال، تنوع کالا، کیفیت خدمات، میزان مراجعه مشتریان و تجربهای است که مجموعه برای مخاطب ایجاد میکند. اگر غرفهداران بهتدریج از بازار خارج شوند، این سرمایه نامشهود نیز تضعیف خواهد شد.
مالک با کاهش موقت اجاره، در واقع از دارایی تجاری خود محافظت میکند. بازار فعال، قدرت جذب مشتری و مستأجر بیشتری دارد، در حالی که بازاری با واحدهای متعدد خالی، حتی برای سرمایهگذاران جدید نیز جذابیت کمتری خواهد داشت. از این زاویه، سیاست رویامال را میتوان سرمایهگذاری بر ماندگاری کسبه، رونق مجموعه و حفظ ارزش بلندمدت واحدهای تجاری ارزیابی کرد.
همراهی مالکان و مدیریت، یک سوی این سیاست است و مسئولیت غرفهداران، سوی دیگر آن. کسبهای که در دوران رکود از تخفیف یا بخشش اجاره برخوردار میشوند، باید در حفظ رونق و اعتبار مجموعه نقش فعالتری ایفا کنند.
این مسئولیت متقابل میتواند در قالب استمرار منظم فعالیت، رعایت ساعات کاری، ارائه خدمات مناسب، قیمتگذاری منصفانه، ارتقای ظاهر غرفه، مشارکت در تبلیغات و رویدادها و حفظ کیفیت ارتباط با مشتریان تعریف شود. خالی بودن مکرر غرفه یا کاهش کیفیت خدمات، حتی در صورت بخشش اجاره، میتواند هدف اصلی طرح را تضعیف کند.
حمایت زمانی به نتیجه پایدار میرسد که به یک توافق نانوشته اما روشن تبدیل شود: مالک و مدیریت بخشی از فشار مالی را کاهش دهند و کسبه نیز با حضور مؤثر و فعالیت حرفهای، برای بازگشت رونق به بازار تلاش کنند.
تجربه رویامال میتواند برای سایر بازارهای کیش نیز قابل بررسی باشد، اما اجرای یک نسخه یکسان برای همه مجموعهها لزوما نتیجه مشابهی ایجاد نمیکند. ساختار مالکیت، میزان هزینههای جاری، نوع فعالیت کسبه، نرخ اشغال واحدها و شدت رکود در هر بازار متفاوت است.
مهمترین شرط موفقیت چنین الگویی، شکلگیری اعتماد و درک منافع مشترک میان سه ضلع مدیریت، مالکان و کسبه است. اگر مالکان این سیاست را صرفاً بهعنوان چشمپوشی از درآمد ببینند، همراهی آنان دشوار خواهد بود. همچنین اگر کسبه حمایت دریافت کنند اما تعهدی نسبت به فعالیت مؤثر و حفظ کیفیت بازار نداشته باشند، طرح در بلندمدت قابل دفاع نخواهد بود.
تجربه رویامال نشان میدهد که مدیریت بازار در شرایط رکود تنها به معنای وصول اجاره و اداره امور جاری نیست. گاهی حفظ منافع بلندمدت مجموعه نیازمند تصمیمی است که در کوتاهمدت هزینه دارد، اما از زیانهای بزرگتر در آینده جلوگیری میکند.
بخشش یا کاهش اجارهبها، اگر بر پایه شناخت درست شرایط، همراهی مالکان، ضوابط شفاف و مسئولیتپذیری متقابل اجرا شود، میتواند به حفظ کسبه، جلوگیری از تعطیلی واحدها و استمرار فعالیت بازار کمک کند. رضایت ابرازشده از سوی غرفهداران نیز نشان میدهد که این تصمیم علاوه بر اثر اقتصادی، در تقویت اعتماد میان مدیریت و کسبه مؤثر بوده است.
اگر اجرای این سیاست توانسته باشد از خروج کسبه جلوگیری کند، واحدهای بیشتری را فعال نگه دارد و اعتبار بازار را حفظ کند، تکرار اصل تصمیم منطقی خواهد بود. با این تفاوت که تجربه بهدستآمده میتواند در اجرای دوباره، به هدفمندتر شدن حمایتها، تعیین شاخصهای سنجش و تنظیم دقیقتر تعهدات متقابل کمک کند.
در نهایت، پیام این تجربه روشن است: در دوره رکود، بقای مالک، مستاجر و بازار از یکدیگر جدا نیست؛ بازاری که کسبه آن توان ادامه فعالیت نداشته باشند، در بلندمدت برای مالک نیز درآمد و ارزش پایدار ایجاد نخواهد کرد.
